به بيان سادهترى معناى آيه را روشنتر كند مىباشد نه تفسيرى كه رفع غموض از مشكله نموده ؛ و حقيقتى را معرّفى كند .
و امّا ويل همانطوركه وارد شده است ؛ حقيقت معنايش بدبختى و نكبت و گرفتارى و هلاكت است ؛ و امّا به معناى چاه از باب تمثيل است ؛ يعنى براى لفظ بحسب سياق يك معنائى نشان مىدهد كه اين معنى در واقع تمثيل است ؛ نه تفسير و تمثيل كذائى .
[ در حقيقت خلقت ملائكه و روح و روح القدس ]
تلميذ : مراد از روح در قرآن كريم :
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ
« 1 » چيست ؟ و مراد از روح القدس و روح الأمين چيست ؟
و آيا روح با روح انسان و ارواح انسان نسبتى دارد يا نه ؟ و وزان فرشتگان با روح چيست ؟
علّامه : مراد از روح القدس و روح الأمين جبرئيل است
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ
« 2 »
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ
« 3 » و امّا روح ظاهرا خلقتى است بسيار وسيعتر از جبرائيل و غير جبرائيل ؛ خلقى است از مخلوقات خدا افضل از جبرائيل و ميكائيل . در سورهء نبأ وارد است كه :
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً
« 4 » چون جبرائيل مسلّما از ملائكه است ؛ و در اين آيه روح در مقابل ملائكه قرار گرفته است ؛ پس روح غير از ملائكه و جبرائيل است .
روح يك مرحلهايست از مراحل وجودات عاليه كه خلقتش از ملائكه اشرف و افضل است ؛ و ملائكه هم از آنها استمداد مىكنند در اموراتى كه انجام مىدهند .
دو آيه در قرآن كريم وارد است كه دلالت دارد بر آنكه خداوند براى پيامبران و رسولان خود كه دعوت مىكنند مردم را بسوى حقّ ، روح را به آنها مىفرستد ؛ و ملائكه هم كه نزول مىكنند با روح پائين مىآيند .
هامش
( 1 ) در شب قدر ملائكه و روح پائين مىآيند با اذن پروردگارشان با هر أمر و فرمانى .
( 2 ) آيهء 97 از سورهء 2 بقره : بگو روح القدس قرآن را بر تو از جانب پروردگارت فروفرستاد .
( 3 ) آيهء 193 از سورهء 26 شعراء : روح الامين قرآن را بر قلب تو فروفرستاد .
( 4 ) آيهء 38 از سورهء 78 نبأ : روز قيامت روزى است كه روح در محضر خدا قيام مىكند و فرشتگان نيز بطور صّفبسته قيام دارند و كسى سخن نمىگويد مگر آنكه خداوند رحمن به او اذن داده باشد و راست گويد .