تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

[ در سهولت فهم قرآن و معانى غامضه و مشكلهء بواطن قرآن ]

تلميذ : علّت چيست كه در قرآن كريم با اينكه وارد است كه ما قرآن را براى تلقّى و فهم همهء مردم آسان نموده‌ايم :
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
« 1 » بعضى از آيات قرآن در كمال غموض و پيچيدگى و رسيدن به حقيقت معنى و مراد واقعى از آن در كمال صعوبت است ؛ مثلا آيهء شريفه :
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 2 » . رسيدن به حقيقت معنايش مشكل است كه كيفيّت ربط عالم امر با عالم خلق ، از نزول و صعود به يك‌هزار سال از سالهاى معمولى بيان شده است ، چگونه مىتواند بوده باشد ؟ مگر آنكه مردم يك عبارت ساده تلقّى كنند ؛ و بيك معنى ساده تحت اللّفظى اكتفا نمايند ؛ يعنى يك معناى آسانى كه همه مردم بدون تعمّق در آن بتوانند ادراك كنند مثلا الفاظى در قرآن كريم آمده است كه معنايش احتياج به تفسير دارد ؛ و بدون تفسير مردم از آن چه مىفهمند ؟ مثل آيات
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً .
« 3 » آيا اين آيات اين گونه است كه جميع مردم معناى آن را مىفهمند يا بايد بپرسند و بتفسير مراجعه كنند كه مراد ملائكه خاصّى هستند ؟ در روايت وارد شده است كه مراد از فلق در
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
، « 4 » صبح است كه شكافته مىشود ؛ و يا وجود است كه از عدم بيرون مىآيد ؛ آن‌وقت بدون مراجعه به تفسير فلق كجا مىتوان اين معنى را بدست آورد ؟ و يا مثلا در روايت داريم الويل جبّ فى جهنّم « 4 » ويل كه در سورهء مطفّفين آمده است چاهى است در جهنّم ؛ اين از باب اسم‌گذارى است ؟ و مثلا مكان‌هاى قيامت مانند دنيا داراى اسمائى هستند ؟ يا اين از باب تمثيل است ؟
هامش
( 1 ) آيه 17 و 22 و 32 و 40 از سوره 54 قمر - و بتحقيق كه ما قرآن را براى فهميدن آسان كرديم ؛ آيا فهم كننده‌اى هست ؟ ( 2 ) آيه 5 از سوره 32 سجده : خداوند تدبير امر را از آسمان بسوى زمين مىكند و سپس آن امر بسوى خدا بالا مىرود در روزى كه مقدار آن هزار سال است ؛ از همين سالهائى كه شما مىشمريد ! ( 3 ) سوگند به كسانى كه به سختى بيرون مىكشند ؛ و سوگند به كسانى كه با نشاط و وسعت و گشايش انجام مىدهند ؛ و سوگند به كسانى كه كار را به سرعت انجام مىدهند ؛ و پس سوگند به كسانى كه سبقت مىگيرند و پس سوگند به كسانى كه تدبير امور را مىكنند ( 4 ) آيه اول از سوره 112 فلق .