اين امتحان دربارهء همين موضوع پيش آمد ؛ و ايشان فرمود : بيائيد اى موحّدين توحيد أفعالى ! بعدا چون تحقيق به عمل آمد معلوم شد ؛ كه اين مدرسه متّصل است به مدرسه ديگر ؛ بهطورىكه اطاقهاى اين مدرسه تقريبا متّصل و جفت اطاقهاى آن مدرسه بود ؛ و بين اطاق اين مدرسه و آن مدرسه فقط يك ديوارى در بين فاصله بود .
قرينهء اطاقى كه ما در آن نشسته بوديم در آن مدرسه ، سقف بخاريش ريخته بود ؛ و خراب شده بود . و چون اطاق اين مدرسه از راه بخارى به بخارى اطاق آن مدرسه راه داشت ؛ لذا اين سر و صدا پيدا شد ؛ و اين گرد و غبار از محلّ بخارى وارد اطاق شد .
بله اينجور بود يك امتحانى داديم .
تلميذ : اگر كسى بعنوان هديه براى انسان تحفهاى بياورد ؛ و هديهاى بدهد ؛ بعضى مىگويند : بر اساس مسئلهء توحيد افعالى انسان بايد قبول كند ؛ چوندهنده خداست ؛ و ردّ احسان و هديهاى از خدا شايسته نيست ؛ و ديگر در اينجا مقام عزّت نفس و حفظ آبرو و غيرها مطرح نيست ؛ شخص سالك بايد در اين مقامات عزّت نفس و آبروى خود را در مقابل اين احسان ناديده بگيرد ؛ و با قبول آن بعنوان قبول از طرف خدا راهى را بسوى توحيد افعالى براى خود باز كند و بعضى عنوان عزّت نفس را عنوان مىكنند ؛ و از هركس هر چيز را قبول نمىكنند ؛ و بعضى از ملاحظات ديگرى هم دارند ؛ انسان سالك بسوى راه خدا براى وصول به مقصد توحيد در اين حال چهكار كند ؟ آيا مقام عزّت نفس مقدّم است ، يا معاملهء توحيد افعالى حضرت حقّ ؟
و چه بسا شخص هديهدهنده ، اين هديهاش توأم با عنوان مساعدت و صدقهاى هست ؛ و در نيّت خود يك نوع استرحامى را در نظر دارد ؛ و يا مثلا عنوان شبه رشوهاى دارد ؛ براى آنكه زمينه را براى پذيرش تقاضاى مشروع و يا غير مشروع بعدى خود فراهم سازد ؛ و در بسيارى از اوقات اين قبول هدايا مستلزم حقّى براى طرف خواهد شد ؛ و بالملازمه توقّع استمالت و حقّى نسبت به خود دارد ؛ كه انجام آن استمالت براى سالك ضرر دارد .
و يا لا اقل مستلزم منّتى است كه از طرفى زير بار منّت رفتن براى سالك صحيح نيست ؛ و از طرف ديگر خود را جمع كردن ، و نسبت بخلق خدا بىاعتنا بودن ، و تقاضاى آنان را ردّ كردن ، نيز براى سلوك ضرر دارد .
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٨