هيچ نبود بعد از چند روزى باز پيدا مىشد ؛ و درس و جلسههاى خصوصى را در منزل و مدرسه دائر داشتند ؛ و همينجور از غرائب و عجائب بسيار داشتند ؛ حالات غريب و عجيب داشتند .
قضيّهاى را از ايشان آقايان نجف نقل مىكردند نه يك نفر و دو نفر بلكه بيشتر ؛ و بعدا من خودم از ايشان پرسيدم ؛ تصديق نمودند كه همينطور است :
مرحوم قاضى مريض بوده است ؛ و در منزلى كه داشتند در ايوان منزل نشسته بودند ؛ و كسالت ايشان پادرد بوده است ، به حدّى كه ديگر پا جمع نمىشد و حركت نمىكرد .
در اين حال بين دو طائفه ذكرت و شمرت در نجف اشرف جنگ بود ؛ و بامها را سنگر كرده بودند و پيوسته به يكديگر از روى بامها تيراندازى مىكردند ؛ و از اينطرف شهر با طرف ديگر شهر با همديگر مىجنگيدند .
ذكرتها غلبه نموده ؛ و طائفهء شمرتها را عقب مىزدند ؛ و همينجور خانه به خانه ، پشت بام به پشت بام مىگرفتند و جلو مىآمدند .
در پشت بام ايشان نيز طايفه شمرتها سنگر گرفته بودند ؛ و از روى بام به ذكرتها مىزدند ؛ چون ذكرتىها غلبه كردند ؛ بر اين پشت بام آمدند و دو نفر از شمرتىها را در روى بام كشتند ؛ و مرحوم قاضى هم در ايوان نشسته و تماشا مىكنند ؛ و چون ذكرتىها بام را تصرّف كردند ؛ و شمرتىها عقب نشستند آمدند در حياط خانه ؛ و خانه را تصرف كردند ؛ و دو نفر از شمرتىها را در ايوان كشتند ؛ و دو نفر ديگر را در صحن خانه كشتند كه مجموعا در خانه شش نفر كشته شد .
و مرحوم قاضى مىفرموده است : وقتى كه آن دو نفر را در پشت بام كشتند ، از ناودان مثل باران همينطور داشت خون پائين مىآمد .
و من همينطور نشستهام بر جاى خود و هيچ حركتى هم نكردم ؛ و بعد از اين بسيار ذكرتىها ريخته بودند در داخل اطاقها ؛ و هر چه به درد خور آنان بود جمع كرده و برده بودند .
بلى لطفش اين بود كه مرحوم قاضى مىگفت : من حركت نكردم ؛ همينجور كه نشسته بودم ؛ نشسته بودم تماشا مىكردم .
مىگفت : از ناودان خون مىريخت ؛ و در ايوان دو كشته افتاده بود ؛ و در صحن حياط نيز دو كشته افتاده بود ؛ و من تماشا مىكردم .
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٦