تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
مرحوم حاج سيّد مرتضى از اوتاد وقت و از زهّاد معروف و داراى حالات و مقامات و مكاشفات بوده ، بسيار اهل ادب و اخلاق و جليل القدر ؛ و امّا رشتهء ايشان رشتهء مرحوم آخوند ملا حسينقلى يعنى رشته توحيد و عرفان نبوده است ؛ و ليكن در همان حال و موقعيّت نفسانى خود ، بسيار ارزشمند و بزرگوار بوده‌اند . مرحوم قاضى نقل مىفرمود : كه روزى در محضر آقا حاج سيّد مرتضى كشميرى براى زيارت مرقد حضرت ابا عبد الله الحسين عليه السّلام از نجف اشرف به كربلاى معلّى آمديم ؛ و بدوا در حجره‌اى كه در مدرسه بازار بين الحرمين بود وارد شديم . اين حجره منتهى اليه پلّه‌هائى بود كه بايد طىّ شود ؛ مرحوم حاج سيّد مرتضى در جلو و من از عقب سر ايشان حركت مىكردم ؛ چون پلّه‌ها به پايان رسيد ؛ و نظر بر در حجره نموديم ؛ ديديم : مقفّل است . مرحوم كشميرى نظرى به من نموده و گفتند : مىگويند هركس نام مادر حضرت موسى را بقفل بسته ببرد ، باز مىشود ؛ مادر من از مادر حضرت موسى كمتر نيست ؛ و دست بقفل برده و گفتند : يا فاطمه و قفل باز را در مقابل ما گذاردند ؛ و ما وارد حجره شديم . تلميذ : شما داستانى را براى ما نقل فرموده‌ايد ؛ و بنده در رسالهء لبّ اللّباب در سير و سلوك اولى الالباب آورده‌ام : كه جوانى كه اهل فسق و فجور بوده به بركت راهنمائىهاى سيّدى كه از احوال باطنى او خبر داده است ، ارشاد يافته و داراى مكاشفاتى شده است ؛ و در سفر به كربلاى معلّى حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام به او خير مقدم گفته‌اند ؛ بنده بعدا كه از نجف اشرف بطهران مراجعت كردم آن جوان كه يكى از مهندسين راه و ساختمان است با ما آشنائى پيدا كرد ؛ و شرح حالات خود را مفصّلا مىگفت ؛ و در مجالس عديده با هم گفتگو داشتيم ؛ و شرح مسافرت خود را به عتبات عاليات و ادراك محضر مرحوم آية الله آقا سيّد جمال الدين گلپايگانى تغمّده الله رحمته را بيان مىكرد ؛ و فعلا نيز از دوستان ماست ؛ مردى است به حمد الله شايسته و مؤدب بآداب . مىگويد : آن سيّدى كه به سراغ من آمد ؛ و من نزد او رفتم و از من دستگيرى نمود ؛ مرحوم رضوان مقام آية الله حاج سيّد محمود زنجانى امام جمعه زنجان بوده است ؛ و