تلميذ : در آيهء 5 از سورهء 60 ممتحنه وارد است :
قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
( چقدر براى شما مادهء تأسّى خوبى است دربارهء ابراهيم و كسانى كه با او بودند ، چون به قوم خود گفتند : ما از شما و از آنچه را كه غير از خدا مىپرستى بيزاريم ! ما بروش شما كافريم ! و بين ما و شما عداوت و دشمنى ابدى تحقّق يافته است ؛ تا زمانى كه به خداوند يگانه ايمان آوريد ؛ مگر گفتار ابراهيم به سرپرست و عموى خود ، كه من براى تو استغفار مىكنم ؛ و من دربارهء تو در پيشگاه خدا هيچگونه دخالت و نفوذى ندارم ! بار پروردگارا ما بر تو توكّل نموديم ! و بسوى تو بازگشت كرديم ! و بازگشت بسوى توست ! )
[ دربارهء استغفار حضرت ابراهيم عليه السّلام نسبت به عمويش آذر ]
در جلد دوازدهم ص 27 از بحار الانوار طبع حروفى از تفسير مجمع البيان حكايت مىكند كه فرموده است : إلّا قول إبراهيم أى اقتدوا بابراهيم فى كلّ اموره إلّا في هذا القول فلا تقتدوا به فيه فإنّه عليه السّلام إنّما استغفر لأبيه عن موعدة وعدها إيّاه فلمّا تبيّن أنّه عدوّ لله تبرّأ منه .
( الّا قول ابراهيم جملهء استثنائيّه است براى جملهء سابقه كه براى شما نسبت بابراهيم مادّهء تأسّى خوبى است ؛ يعنى بابراهيم اقتدا كنيد در تمام امورش مگر در اين گفتارش كه به او تأسّى مجوئيد ! چون ابراهيم عليه السّلام براى عمويش به جهت وعدهاى كه به او نموده بود استغفار كرد ؛ و ليكن چون براى ابراهيم روشن شد كه او دشمن خداست از او بيزارى جست . ) از اين كلام استفاده مىشود كه در كلام حضرت ابراهيم عليه السّلام دربارهء وعدهء استغفار به عموى خود آذر منقصت و حزازتى وجود داشته است كه در قرآن كريم اين عمل را از اسوهء حسنهء ابراهيم استثناء نموده است .
علّامه : از آيهء وارده در سورهء مريم استفاده مىشود كه حضرت ابراهيم عليه السّلام براى عمويش آذر درحالىكه مشرك بوده و ابراهيم را از اعراض نسبت به آلههء خود بيم