كدام نمازگزاران ؟ آنان كه چنين و چنانند ؛ در نماز و زكات اهتمام دارند ؛ و از عذاب خدا در هراسند ، و بروز قيامت و بازپسين تصديق دارند ؛ و خود را از زنا و اعمال شيعه حفظ مىكنند و امانت دار بوده ؛ و عهد خود را مراعات مىنمايند ؛ و بر گواهى و شهادت استوار و قائم هستند .
و تمام اعمال حسنه را يكايك شمرده است ؛ و چيزى را فروگذار نكرده است .
بعد مىفرمايد : اين كفّارى كه اطراف تو را گرفتهاند ؛ و از اين فضائل و اخلاق انسانى و اعمال روحى و حقيقى خبرى ندارند ، چه مىگويند ؟ و چه مىخواهند آيا آنان چنين مىپندارند كه بدون نمازى كه داراى چنين آثار و خصائصى بوده باشد ، مىتوانند بمقام انسانيّت رسيده و داخل در بهشت نعيم گردند ؟
نه ؛ چنين نيست ؛ آنان هرگز به چنين مقامى راه نخواهند يافت .
در اين آيات نيز مصلّين از قاعدهء خلقت اوّليّهء انسان كه هلوعيّت است و لازمهء آن ، منوعيّت و جزوعيّت است استثناء شدهاند ؛ و بنابراين در ذات انسان عنوان صلاة كه داراى چنين آثارى است بنحو سرشت و فطرت نهاده شده ؛ و بايد بمقام بروز و ظهور رسد ؛ و حسّ خفته الهيّه بيدار گردد .
و بنابراين مراد از خلقت انسان به حالت هلوعيّت ، خلقت يكى از حالات و مقامات انسان است نه حاقّ سرشت اصلى انسان ، و آيه بيان آفرينش حالات عادى و عمومى انسان را مىكند ؛ نه اصل نفس ناطقه و روح قدسىّ را .
[ شفاعت اختصاص به مؤمنين مبتلا به معاصى كبيره دارد ]
تلميذ : آيه مباركه
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
« 1 » دلالت بر ارتضاء مطلق دارد ؛ يعنى بايد تمام مراتب وجودى انسان حتّى ذات و سرّ او مورد رضايت قرار گيرد تا مورد شفاعت واقع شود ؛ و اين همان درجهء مقرّبين و مخلصين است .
علّامه : در اين صورت نيازى به شفاعت نيست ؛ بلكه مراد از ارتضاء در دين است و اطلاق آيه بايد در اين حدّ محدود گردد ؛ يعنى كسى كه دين و اعتقاد و منهج او پسنديده باشد ؛ در مقابل تقييد به ارتضاء در عمل كه البتّه مراد نيست ؛
هامش
( 1 ) آيه 28 از سوره 21 انبياء : و فرشتگان شفاعت نمىكنند مگر نسبت به آن كسانى كه آنان مورد رضايت قرار گيرند و آنان از هيبت و عظمت خداوند در هراس و دهشت باشند .