تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و تمام اقسام تبعيّت و پيروى از ابراهيم و يارانش را كه اظهار تبرّى و بيزارى از مشركانست اسوهء حسنه دانسته و ليكن حتّى در اين گونه استغفار ، پيروى از آنان را اسوهء حسنه ندانسته است . تبصرة : آذر مسلّما پدر حضرت ابراهيم نبوده است ؛ چون قرآن صراحت دارد بر آنكه حضرت ابراهيم چون براى او روشن شد كه آذر دشمن خداست براى او استغفار نكرد بلكه تبرّى جست . و از طرفى طبق آيهء 42 از سورهء 14 ابراهيم ، حضرت ابراهيم براى والدين خود طلب مغفرت نمود ؛ آنجا كه مىگويد :
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ
« 1 » پس آذر والد حضرت ابراهيم نبوده است ؛ و فرق است بين والد و اب ؛ زيرا والد فقط به پدر گفته مىشود ؛ و اب به عمو خصوصا در وقتى كه متكفّل امور انسان بعد از پدرش باشد اطلاق مىشود .

[ تعبير قرآن درباره قوم عاد و ثمود بعد از هلاكت آنان ]

تلميذ : شديدترين تعبير از عذاب وارده بر ستمكاران در دنيا از نقطه نظر قرآن مجيد در نزد شما در كدام آيه است ؟ علّامه : در دو جاى قرآن كريم ، خداوند تعبير عجيبى در نزول عذاب مىفرمايد ؛ و مفاد آن اينست كه ما طايفه ستمگران را نابود مىكنيم كه ابدا اثرى از آنان باقى نمىماند ؛ و گوئى اصلا نبوده‌اند ؛ و در دنيا نيامده‌اند ؛ و اسم و رسمى از آنان بوجود نيامده است : اوّل در سوره هود : آن هم در دو مورد : يكى دربارهء قوم ثمود كه ناقه حضرت صالح را پى كردند . و آن اينست :
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ - وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ - كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ
« 2 » ( آيات 67 تا 69 از سورهء 11 هود )
هامش
( 1 ) بار پروردگار من بيامرز مرا و پدرم را و مادرم را و مؤمنان را در روزى كه حساب برپا مىشود . ( 2 ) پس چون امر قهر و غضب ما آمد ، ما صالح و كسانى كه ايمان آورده بودند ، و با او بودند همه در پوشش رحمت خود نجات داديم ؛ و از بلا و گرفتارى آن روز رهانيديم ؛ حقا كه پروردگار تو قوى و عزيز است ؛ و صيحه آسمانى ستمكاران را هنگام شب فراگرفت به‌طورىكه در خانه‌هاى خود با پيكرهاى بىحسّ و حركت به زمين افتادند و