تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
شرح
العالي ، و المتوسّطة للمتوسّط ، و الدانية للداني و هكذا » ، از هر عقلى عقل و نفس و فلك صادر مىگردد تا آن كه عدد عقول برده و عدد افلاك بر نه فلك برسد و از عقل عاشر چون از فيض وجود دور افتاده است ، عقل و فلكى صادر نمىگردد و كدخدائيت عالم عناصر و ماده به اين عقل مجرد ( عاشر ) مفوّض شده است . و به توسط اين عقل مجرد - كه در لسان شرع از آن به جبرئيل و در زبان حكماى فرس به روان بخش و حكماى مشاء به عقل دهم و عقل فعال تعبير شده است « 1 » - فيض وجودى به أشياء مىرسد . اين مشرب چون از جهاتى مخدوش است ، شيخ الاشراق ( مؤسس مسلك اشراق ) اصل ديگرى را تأسيس نموده است و نور اول صادر از نور الانوار را - كه از آن به نور قاهر تعبير نموده است ، - مبدأ نور قاهرى قرار داده است و همين طور هر عقل و نور قاهرى را مبدأ نور قاهر ديگر دانسته تا آن كه عدد انوار آن قدر تنزل نمايد تا برسد به نورى كه مبدأ نور قاهرى نگردد ، بلكه علت و مبدأ نور نفسى و به لسان شيخ الاشراق نور اسفهبد « سپهبد » گردد . « 2 » مشاء در عقل عاشر ، جهات متكثر زيادى كه وافى از براى صدور انواع مختلف متباين باشد را قائل بوده‌اند « 3 » ، ولى نزد شيخ اشراق لازم نيست كه يك عقل داراى جهات اعتباريه متكثر باشد . شيخ اشراق براى انوار طولي عدد معين قائل نمىباشد ، حق هم با اوست . علاوه بر اين عقول طولى را هم مبدأ صدور افلاك نمىداند تا آن كه ايراد شود كه ممكن نيست عقل مجرد با نفس و جسم مظلم فلكى در يك رتبه از علت صادر شوند ؛ بلكه مبدأ صدور مثل معلّق و مجرد و افلاك و عناصر و نفوس متعلق به افلاك و عناصر را عقول عرضى مىداند كه از آنها به قواهر أدنين و از عقول طولى به قواهر اعلون تعبير نموده است . البته عقول عرضى ( عقول متكافئ ) و مثل مجرد را صادر از جهات و نسب وجودى اشراقى « از قبيل غنا و فقر و
هامش
( 1 ) . الأسفار ، ج 9 ، صص 142 - 143 . ( 2 ) . المطارحات ضمن مجموعهء مصنّفات شيخ اشراق ، ج 1 ، صص 464 - 466 ؛ حكمة الإشراق ضمن همان ، ج 2 ، صص 135 - 136 . ( 3 ) . ر . ك : الإلهيّات من كتاب الشفاء ، صص 437 - 439 ، الفصل الخامس من المقالة التاسعة ؛ شرح الإشارات ، ج 13 ص 243 - 248 ؛ گوهر مراد ، صص 290 - 297 ؛ بيان الحق بضمان الصدق ، صص 347 - 353 .