شرح
محققان از عرفا نيز قائل به عالم « 1 » مثالند ، ولى اين معنا را عرفا و حكماى اشراق كاملا تشريح نكرده و با اصول و براهين ، موازنه ندادهاند .
صدر الحكماء ( ملا صدرا ) به طور مبسوط و مشروح اين معنا را تقرير و تحقيق كرده است و علاوه بر اثبات عقول طولي و عرضي در قوس صعود و نزول اجسام و اشباح مجرد نيز اثبات نموده است . و اقوال حكماى مشاء را در نفى عالم اشباح و مثال رد نموده است . ما به طور اختصار اين بحث را در كتاب شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا « 2 » تقرير نموده و توضيح دادهايم .
حكماى مشاء طريقهء حصول كثرت در عالم خلق را بعد از اثبات آن كه عالم وجود ، به وجود واجبى منزه از جهات عدمى و حدود امكانى محتاج مىباشد ، به اين نحو تقرير كردهاند : اول موجودى كه از حق تعالى صادر شده است ، بر طبق براهين بايد واحد به وحدت اطلاقى باشد ، ولى چون معلوليت ، ملازم با انحطاط وجود از مقام ربوبى است .
اين موجود واحد - كه در لسان اشراق به نور اول و در لسان حكماى مشاء به عقل اول و در لسان شرع به عقل و نور نبى و قلم و درهء بيضا و غير اينها از القاب شامخ تعبير شده است و عرفا از آن به روح و از عقول به أرواح تعبير نمودهاند - مشتمل است بر كثرت اعتبارى از قبيل وجوب غيرى و امكان ذاتى و وجود و ماهيت و تعقل ذات خود و تعقل مبدأ خود .
اين وجود به ملاحظهء اشرف جهات و اكمل حيثيات خود مثل وجوب آن به مبدأ اول - جل جلاله - و تعقل مبدأ خود ، واسطه از براى عقل ديگرى مىباشد .
و به اعتبار تعقل ذات خود و امكان ذاتى خود ، واسطهء صدور نفس مدبر فلك است .
و به اعتبار ماهيت و امكان ذاتى خود ، منشأ صدور جسم فلكى است « فالجهة العالية للصادر
هامش
( 1 ) . ابن عربى - قدس سرّه - فصوص الحكم ، صص 84 - 90 و 99 - 106 ؛ مصباح الأنس ، چاپ جديد ، صص 413 به بعد ؛ قيصرى - قدّس سرّه - شرح فصوص الحكم ، صص 97 - 102 ؛ تمهيد القواعد ، صص 143 - 166 .
( 2 ) . ر ، ك : شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ، صص 91 - 128 ، و الأسفار الأربعة ، مباحث عاقل و معقول و مباحث نفس ، ج 3 ، ص 278 به بعد ، و ج 8 .