و الثاني من عالم الخلق ، و مشتمل على التكثّر و التغيّر و معروض للأضداد بخلاف الأوّل .
شرح
كتاب تكوينى به اعتبارى ما بين دفتين نمىباشد . به اين اعتبار كتاب تكوينى شامل مرتبهء احديت و واحديت نيز مىشود ولى بيشتر كتاب تكوينى حق ، موجودات عالم خلقاند كه عارض بر حقيقت وجود منبسط و حق مخلوقبه مىشوند و نفس رحمانى به اعتبار سريان و انبساطش در مقارع كلمات وجودى و مخارج حروف نشآت خلقى و امرى ، مبدأ ظهور مظاهر و اعيان خارجى مىباشد . بنابراين ، جميع ذرات وجودى ، كتاب حق تعالى مىباشند كما اين كه به اعتبار جهت وحدت و لحاظ اصل وجود سارى مطلق بدون تقيد به مجالى ، كلام حقاند .
عالم وجود به اعتبار كليات و اصول به كتاب آفاقى و كتاب انفسى منقسم مىشود . كتاب آفاقى را كتاب تفصيلى و فرقانى و كتاب انفسى را كتاب قرآنى و اجمالى ناميدهاند ، چون كتاب آفاقى از حيث آيات مفصل و از جهت « زبر و بينات » تعدد دارد ، وجه تسميهء آن به آفاقى به اين اعتبار است كه هر ذرهاى از ذرات وجود آن افقى از آفاق مطالع شمس هويت حق تعالى است . كتاب آفاقى به اعتبارى مشتمل است بر كتاب جبروتى كه از آن به ام الكتاب تعبير شده است . اين كتاب به اعتبارى عقل اول و به اعتبارى جميع عقول طولى و عرضى مىباشد ، عقول طولى را جبروت اعلا و عقول عرضى را جبروت اسفل و قضاى تفصيلى ناميدهاند .
عقول طولى - سيما - عقل اول به واسطهء بساطت حقيقت و هويت ، مشتمل است بر جميع حروف و كلمات تام و كمالات حقايق ممكنات ، ولى به طور وحدت و اجمال اين مجلاى عظيم را كه مشهد همهء حقايق است ، قلم اعلا و كتاب حتم و قضا و ام الكتاب ناميدهاند .
همهء حقايق وجودى از عقول طولى و عرضى و عوالم برزخى و موجودات مادى ، وجود تفصيلى و فرقى و مظهر و مرتبهء نازل اين وجودند ، كما اين كه همهء مراتب وجودى از عقل اول تا هيولاى اولى مقام ظهور و تفصيل و فرقان اصل حقيقت وجود واجبى مىباشند كه از تجليات و ظهورات او محقق شدهاند . حقيقت وجود ، غيب محض و باطن صرف است و معذلك به تجلى فعلى با آن كه مقام ذاتش مقام غناى عن العالمين است ، عوالم غيب و