تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
و بهذا الاعتبار لا يطلق عليه الآثار ، و الحقّ المتعال ليس له مثل و لا مثال ، فما جعل له مقياسا محتاج إلى النظر الدقيق لئلّا ينتج الخلف و لا يحصل ضدّ المطلوب و لا يصير المقرّب المبعد ، فتدبّر .
شرح
رحمت وصفى و حقيقت محمدى بيضائى « 1 » مىباشد . اين مقام و مرتبه مقام تفصيل مرتبهء احديت است . اين مرتبه مجلاى ثانى حروف بسيط الهى است . در اين مرتبه مفاهيم و اعيان ثابته بعد از استجنان در مرتبهء احديت به تبع اسما و صفات حق به ظهور تفصيلى ظهور پيدا نموده‌اند . حق در اين مشهد ، خويش را در ملابس و صور اسما و صفات شهود مىنمايد . عرفا اين موطن را محل شهود حق اعيان خارجى را به نحو تفصيل مىدانند « و قد أحاط الحق فى هذه المرتبة على كلّ شيء تفصيلا و لا يعزب عنه مثقال ذرّة و درّة و شيء و فيء » . از اين مقام به ام الكتاب نيز تعبير كرده‌اند ، اين مقام نسبت به مقام خلق ، مقام اجمال و جمع و نسبت به احديت ، مقام تفصيل است .منبسط بوديم يك گوهر همه * بى سر و بى پا بديم آن سر همه يك گهر بوديم همچون آفتاب * بى گره بوديم صافى همچو آب چون به صورت آمد آن نور سره * شد عدد چون سايه‌هاى كنگره كنگره ويران كنيد از منجنق * تا رود فرق از ميان آن فريقاين دو مرتبه از كتب را چون از اعتبارات حقيقت وجود صرف و خارج از مقام خلق است ، جمعى از جملهء كتب و كلمات حق نمىدانند و كتب و كلمات حق را مقام و مرتبهء فيض مقدس و تعيناتى كه عارض بر اين فيض مىشوند مىدانند . اين كتاب به نحو جمع و اجمال شامل جميع كتب الهى از عالم عقول طولى و عرضى و اشباح و اجسام برزخى و عالم مواد و اجسام است ، همهء مراتب وجودى ، تفصيل اين وجود واحدند .
هامش
( 1 ) .الواحدية مظهر للذات * يبدو و مجمعه لفرق صفات الكل فيها واحد متكثر * فاعجب لكثرة واحد بالذات فهي العبارة عن حقيقة كثرة * في وحدة من غير ما اشتاتى آن دم كه زهر دو كون آثار نبود * بر لوح وجود نقش اغيار نبود معشوقه و عشق ما به هم مىبوديم * در گوشهء خلوتى كه اغيار نبود