تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
النازل منه و الصاعد إليه ، ففاعليّته و قيوميّته لا تكون في شيء من المراتب بحسب القوّة و كذا علمه بشيء من الأمور الممكنة الوقوع ليس ظنّا ؛ لأنّ أسباب وجود الممكن ترتقي إليه و هو يعرف الممكن بأسبابه التي بها يجب وجوده .
شرح
مفاهيم متفرق موجود به وجودات منحاز ، در يك وجود موجود باشند . هر هويت وجوديى كه به حسب نحوهء وجود كاملتر باشد ، نسبت به مفاهيم مختلف اكثر حيطة است ، نظير وجود انسان كه جميع مفاهيم متفرق در جماد و نبات و حيوان با جميع ذاتيات و عرضيات آن در او جمعند .من كل شيء كنهه و لطيفه * مستودع في هذه المجموعةمقدمهء دوم : وجود خاص از هر نوعى از انواع ، آن وجودى است كه به حسب وجود خارجى از غير خودش متميز باشد ، مثلا انسان اگرچه در طور وجود و نحوهء تحقق مشتمل بر جماد و جسم نامى و حساس و متحرك بالاراده است و ليكن از تجمع اين معانى در انسان لازم نمىآيد كه وجود انسان همان وجود جماد و نبات و حيوان باشد ، به نحوى كه انسان از افراد اين معانى گردد . معناى اشتمال انسان بر اين معانى آن است كه انسان در درجهء وجود و هستى ، فعليتى را دارد كه همهء معانى متفرق ، در اين وجود واحد جمعند و اين معانى از استكمالاتى ناشى است كه از مرتبهء جمادى شروع و به مرتبهء عقل بالفعل و عقل بالمستفاد بلكه نسبت به بعضى از افراد تا فناى فى اللّه ختم مىشود . مقدمهء سوم : در فن حكمت متعالى ، اساطين فن خصوصا صدر المتألهين ( قده ) بيان كرده‌اند كه علت مفيد وجود بايد از معلول به حسب ذات اشرف و اكمل باشد ؛ چه تساوى در مرتبه با عليت و معلوليت منافى است ، علت ، اصل و معلول ، فرع و قائم به علت است . وقتى اين مقدمات را به طور كامل بررسى كردى معلوم خواهد شد كه حقيقت بسيط حق بايد جامع جميع نشآت وجودى باشد به نحوى كه آنچه از كمال در متن اعيان فرض شود ، آن حقيقت همهء آن كمالات را به نحو اعلا و اتم واجد باشد و آنچه از كمالات به طور تفرق در اشيا ديده مىشود ، به نحو صرافت و عدم محدوديت در آن وجود مجتمعند . لا يشذّ عن حيطة علمه شيء من الأشياء .
شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 471 | محمد جعفر بن محمد صادق اللاهيجي ( الملّا محمد جعفر اللاهيجي )