تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
قالوا تمام إلّا في المحسوسات . « و ثانيها : أنّ الماهية لو كانت في حدّ نفسها [ 1 ] مجعولة ، لكان مفهوم المجعول
شرح
[ 1 ] اگر ماهيت در حد نفس خود مجعول باشد ، بايد مفهوم « مجعول » به حمل اوّلى ذاتى بر ماهيت حمل شود نه به حمل شايع صناعى ، لازمهء اين قول آن است كه اثر جاعل ، مفهوم مجعول باشد ( دون غيره من المفاهيم ) به جهت آن كه هر مفهومى با مفهوم ديگر مغاير است و بين مفاهيم از حيث معنا و ماهيت اتحاد نمىباشد و حمل اوّلى ذاتى بين دو مفهومى است كه به حسب معنا واحد و تغاير بين آنها اعتبارى باشد ، مثل الإنسان إنسان ، يا الإنسان حيوان ناطق و اما حمل ضاحك بر انسان مثل الإنسان ضاحك ، حمل عرضى و شايع صناعى و متعارف است و مناط اين حمل ، اتحاد وجودى است . توضيح اين كلام آن است كه حمل چيزى بر چيزى يا اتحاد چيزى با چيزى از دو حال خارج نيست ، اگر بين موضوع و محمول به حسب مفهوم تغاير تام بود و ملاك حمل اتحاد خارجى باشد ، حمل را حمل شايع صناعى و اگر بين موضوع و محمول تغايرى نبود الا بالاعتبار ، حمل را حمل اولى ذاتى مىنامند ، چون مفهوم موضوع و محمول متحدند ، لذا فرموده‌اند : اگر وجود موضوع وجود بالعرض از براى محمول باشد « فهو من العرضيات » ، پس صدق هر معنايى بر مصداق متوقف است بر اين كه وجود آن مصداق ، وجود بالذات يا وجود بالعرض از براى آن معنا و مفهوم باشد و دو معنايى كه بر مصداق واحد صادق باشند ، بايد مصداق مذكور مصداق از براى هريك از اين دو معنا باشد ، اعم از آن كه مصداق بالعرض باشد يا بالذات يا از براى يكى بالذات و از براى ديگرى بالعرض باشد و اگر اين طور نباشد ، لازم مىآيد صدق هر معناى متصورى بر هر مصداقى . اين خود مستقلا دليل واضحى بر اصالت وجود و اعتباريت ماهيت و وحدت حقيقت وجود و توحيد خاصى كه قرهء عين موحدين است ، مىباشد . بعد از ثبوت اين مطلب مىگوييم : حاصل فرمايش صدر المتألهين آن است كه : اگر ماهيت ، مجعول بالذات باشد ، لازم مىآيد مفهوم « مجعول » بدون ملاحظهء حيثيت تقييدى مكثّر ذات موضوع از حاقّ ذات ماهيت انتزاع شود و اين ، واضح البطلان است كه مرتبهء تقرر جوهرى ماهيت به حسب عقل بر مرتبهء مجعوليت ماهيت كه از شئونات خارجى