تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
لأنّ ما ذكره المصنّف يجري فيما بالذات لا بالعرض . و عند المصنّف الوجود مجعول بالذات و الماهية بالعرض ، و مراده من قوله : « بالذات » أي
شرح
مثل اجزاى حدى كه مقوم نوعى از انواع مىباشند ، نظير تقوم انسان به حيوان و ناطق و واضح است كه تصور انسان بدون اين دو جزء محال است . قسم ثانى قسمى است كه خارج از متقوم است و ليكن تعقل متقوم بدون آن مقوم ممكن نيست ، مثل مقومات خارجى ماهيت كه ماهيت به حسب وجود خارجى بدون آنها تحقق پيدا نمىنمايد . مقومات خارجى ماهيت كه در نحوهء تحقق خارجى احتياج به آن مقوم دارد از همين قسم است ، چون قائل به اصالت ماهيت در جعل بايد ملتزم شود كه ماهيت به حسب نفس ذات و جوهر حقيقت مفتاق و محتاج به جاعل و به نفس ذات ماهيت احتياج به جاعل صادق است و منشأ انتزاع مجعوليت ، نفس ذات ماهيت است ، بايد از تصور ماهيت ، تصور مجعوليت و اضافهء به جاعل لازم آيد ، در حالى كه ما كثيرى از ماهيات را تعقل مىكنيم و از وجود خارجى آنها غفلت داريم ، فضلا از وجود جاعل . معلوم مىشود كه ملاك مجعوليت بايد در امرى باشد كه تقوم به جاعل در تخوم ذات و حقيقت آن ملحوظ شود ، اين حرف در باب وجودات تمام و در ماهيات تمام نيست ، بلكه مىتوان گفت بنابر مجعوليت ماهيات بايد وجود جاعل به اعتبار آن كه مقوم مجعول است ، در مرتبهء مجعول موجود و مقوم باشد ، تقويمى تمامتر از تقويم اجزاى ماهيت ماهيت را و حيثيت فاعليت امرى داخل در حقيقت معلول باشد ، مقام و مرتبهء جاعل قبل از لحاظ مجعول ، ملحوظ شود ، چون جاعل به مجعول از مجعول به نفس خودش نزديكتر است . اگر كسى بگويد : ما كثيرى از وجودات را تصور مىكنيم و غفلت داريم از اين كه مجعولند يا مجعول نيستند و اگر مجعوليت ، در باب وجودات هم باشد ، همين اشكال لازم مىآيد . جواب مىدهيم كه تصور فردى از افراد خارجى وجود به علم حصولى محال است و اگر كسى بتواند به مرتبه‌اى از مراتب وجودات علم پيدا كند ، البته جميع مقومات و شرايط و علل وجودى آن را هم مشاهده خواهد نمود . لذا گفته‌اند : علم تام به معلول از ناحيهء علت آن معلول حاصل آيد و « ذوات الأسباب لا تعرف إلّا بأسبابها » ، چون علت ، حد تام از براى وجود معلول است ، ملاحظهء علت ملاحظهء معلول است ( على نحو التمام ) لذا قيل : « ما