تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

بسيار است و در صفت حسد اشاره به آن خواهد شد ؛ ان شاءَ اللَّه تعالى . فصل : بدان كه از آثارى كه مترتّب مىگردد بر عداوت و حِقد ، ضرب و فحش و لعن و طعن است . و بسا باشد كه اينها از مجرّد غضب نيز صادر گردند . و مىشود كه به جهت همنشينى با اوباش و فُسّاق و كسانى كه هرزه گو و معتاد به فحش اند فحش دادن عادت كسى مىشود كه بدون دشمنى و غضب فحش بر زبان او جارى مىگردد . و شكّى نيست در خباثت اين اوصاف ، اما ضرب كه عبارت از زدن است ؛ پس بدون جهت شرعيه حرام است ، هيچ كس تجويز آن نكرده است . وامّا فحش و هرزه گويى ، منشأ آن خباثت و دنائت نفس است . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است « 1 » كه : « همانا خدا بهشت را حرام كرده است بر هر فحّاش هرزه گوى كم حيايى كه باك نداشته باشد از هر چه بگويد و هر چه به او بگويند . و چنين شخصى را اگر تفتيش كنى و تفحّص نمايى و به حقيقت امر او برخورى هر آينه يا بى او را كه ولدالزّناست يا نطفه‌ى پدرش با نطفه‌ى شيطان ممزوج شده و او به هم رسيده . « 2 » و نيز مروى است كه : « دشمن‌ترين مخلوقات در نزد خدا بنده‌اى است كه مردم از زبان او حذر نمايند » . « 3 » پس سزاوار است از براى مؤمن كه زبان خود را از هرزه‌گويى و فحش نگاه دارد . بلكه الفاظ ركيكه را كه در عرف مستهجن است به عبارات صريحه ذكر نكند ؛ مانند الفاظى كه متعلّق است به زنان و بول و غايط و بعض عيوب‌ها . « 4 »

هامش
( 1 ) . اين حديث شريف به ظاهرش مشكل است ؛ چه آن كه اهل عصيان از اين امّت آخرالامر داخل بهشت خواهند شد ، اگر چه در آتش مكث بسيار كنند . پس شايد مراد آن باشد كه حق تعالى حرام كرده است بهشت را بر هر فحّاش زمان طويلى ، يا آن كه مراد بهشت خاصّى باشد كه مهيّا شده است از براى غير فحّاش ، واللَّه العالم ، حاشيه مرحوم مؤلف است .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 323 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 327 . ( با اندكى تفاوت ) .
( 4 ) . بعضى گفته‌اند : خداوند عالم از حيا كنايه فرموده از جماع به لمس و مس . پس ارباب حيا بايد عبارات صريحه‌ى آن را به زبان نياورند . و همچنين امثال اين‌ها از آنچه در عرف مستهجن و قبيح باشد . پس چنان چه خواهد از زبان زن خود يا زن ديگرى سخنى نقل كند نگويد زن من چنين گفت ، يا زن تو چنين گفت ؛ بلكه بگويد اهل خانهء من ، يا اهل خانه‌ى شما ، يا مادر اطفال و نحو اين‌ها . و همچنين كسى را كه عيبى در بدن باشد ، كه از اظهار آن شرم كند ، اگر ذكرش ضرور شود تصريح نكند ؛ مثلًا به مبروص * و اقرع * * نگويد كى شما پيس شديد يا به چه سبب كچل شديد ؟ بلكه بگويد اين عارضه كى به شما روى داده ؟ يا به چه سبب اين مرض عارض شما شده و نحو اين‌ها . حاشيه مرحوم مؤلّف است . * مبروص : نوعى بيمارى پوستى است كه لكه‌هاى سفيد بر روى پوست نمايان مىشود و به آن بيمارى پيسى گويند . * * اقرع : كچل .