تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
و امّا كظم غيظ ، اگر چه فضيلت آن به قدر حلم نمىباشد ، لكن هر گاه كسى بر آن مداومت نمايد معتاد مىشود و صفت حلم از براى او هم مىرسد . و در كتاب الهى و احاديث اهل بيت رسالت پناهى ، مدح اين صفت بسيار وارد شده ؛ و مروى است كه : « هيچ بنده‌اى جرعه‌اى نياشاميد كه اجر آن بيشتر باشد از جرعه‌ى غضبى كه از براى خدا فرو برد » . « 1 »
گفت عيسى را يكى هُشيار سر * چيست در هستى ز جمله صعب تر گفت اى جان صعب‌تر خشم خدا * كه از او دوزخ همى لرزد ، چه ما گفت زين خشم خدا چِبوَد امان * گفت كظم غيظ خويش اندر زمان كظم غيظ است اى پسر خطّ امان * خشم حق يادآور و در كش عنان
[

10 - انتقام

] صفت دهم ، انتقام است . يعنى كسى كه بدى به او كند او نيز درصدد بدى كردن به مثل آن چه او كرده است - يا بالاتر - برآيد ، اگرچه شرعاً حرام باشد ؛ چون مكافات غيبت به غيبت ، و فحش به فحش ، و بهتان به بهتان و غير اين‌ها از افعال محرمّه . و شكّى نيست در خُبث اين صفت . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : « دو نفر كه يكديگر را دشنام مىدهند دو شيطانى هستند كه هم را مىدرند » . « 2 » پس بس سزاوار است از براى مؤمن كه هر گاه كسى به او ظلم كرد ملاحظه كند ، اگرچه شرعاً براى آن انتقامى مقرّر است به آن اكتفا كند و از آن تعدّى ننمايد ؛ اگر چه بهتر آن است كه از آن نيز چشم

هامش
( 1 ) . كنزالعمال ، ج 3 ، ص 130 .
( 2 ) . همان ، ص 600 .