9 - غضب
] صفت نهم ، غضب است . و آن حالتى است نفسانيّه كه باعث حركت روح حيوانى مىشود از داخل به جانب خارج از براى غلبه و انتقام . و هر گاه شدّت نمود ، باعث حركت شديدى مىشود كه از آن حركت ، حرارتى مفرِط حاصل مىشود ، كه از آن حرارت ، دود تيرهاى برمى خيزد كه دماغ و رگها را مُمتَلى « 1 » مىسازد و نور عقل را مىپوشاند . و به اين جهت ، در صاحب آن موعظه و پند سودى نمىبخشد ؛ بلكه درشتى و شدّتِ او را زياد مىكند . پس اگر انتقام ممكن باشد ، خون غضب به حركت آمده از باطن به ظاهر ميل مىكند و رنگ او سرخ مىشود ؛ و اگر نه خون به باطن ميل مىكند و رنگ زرد مىشود . و مردمان در قوّهى غضبيّه بر سه قسماند : بعضى در طرف افراط كه در وقت غضب فكر و هوشى براى ايشان باقى نمىماند و از اطاعت عقل و شرع بيرون مىروند . و طايفهاى در طرف تفريطاند كه مطلقاً قوّهى غضبيّه ندارند حتّى در جايى كه عقلًا و شرعاً غضب ، لازم است . و گروهى بر جادّه اعتدال مستقيماند كه غضب ايشان به موقع است و از حدّ شرع و عقل تجاوز نمىكنند . و شكّى نيست كه حدّ اعتدال آن مطلوب و مرغوب است . بلكه آن غضب نيست و شجاعت است ؛ چنان چه طرفين قبيح و مذموماند . بلكه گاهى است كه طرفِ تفريط بدتر از افراط باشد « 2 » ؛