[ وقار ]
و ضدّ صفت عجله ، وقار است ؛ كه عبارت است از اطمينان نفس و سكون آن در گفتار و كردار و حركات و سكنات ، پيش از آنكه شروع در يكى از آنها كند . و آن ، نتيجهى قوّت نفس است و از فضايل صفات است ؛ بلكه از اخلاق حسنه ، كم صفتى است كه به شرافت اين صفت رسد . و برگزيدگان خدا را به اين صفت مدح مىكنند ؛ چنانچه در مدح سرور پيغمبران صلى الله عليه و آله است : « صاحبُ الوِقارِ و السَّكينَة » و ظاهر است كه در نظر مردم ، هيچ صفتى مانند اين صفت آدمى را شريف و عزيز نمىكند .
پس سزاوار مؤمن آن است كه پيوسته شرافت و نيكى اين صفت را در نظر داشته باشد و خود را در افعال و اقوال بر آن بدارد تا عادت و ملكهى او گردد . . . و نيز پرظاهر است كه كارها به صبر و تأمّل برآيد و مستعجل به سر درآيد .
به چشم خوش ديدم در بيابان * كه آهسته سبق برد از شتابان
سمند بادپا از تك فروماند * شتربان همچنان آهسته مىراند
[
8 - سوء ظن
] صفت هشتم ، سوء ظن ، يعنى بدگمانى است به خدا و خلق . و اين صفت نتيجهى جُبن و ضعف نفس است ؛ زيرا كه هر جَبانِ ضعيف النّفسى هر فكر فاسدى كه به خاطرش مىگذرد و به قوّهى واهمهى او در مىآيد اعتقاد مىكند و پى آن مىرود . و اين صفت ، از مهلكات عظيمه است و آيات و اخبار بر خباثت آن گواه است . و از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه : « بايد امر برادر مؤمن خود را به بهترين محامل حمل كنى . و بايد به سخنى كه از برادر مؤمن تو سرزد گمان بد نبرى ، مادامى كه محمل خوبى از براى آن بيابى . « 1 » » پس هر گاه عالمى را دَرِ خانهى ظالمى ديدى و
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 362 و تحف العقول ، ص 387 .