زمين قابلى كه آب به آن نشيند افشانده و آن را در وقت خود آب داده . امّا توقّع چيزى كه هيچ يك از اسباب آن را فراهم نكرده باشد ، آن را رجا نگويند ؛ بلكه غرور و حماقت نامند ، چون انتظار گندم از براى كسى كه تخم آن را نكشته ، يا در زمين شورهى بىآب كِشته باشد . و معلوم است كه انتظار چنين كسى گندم را به جز غرور و حماقت نيست . چون اين را دانستى ، پس بدان كه دنيا مزرعهى آخرت است و دل آدمى حكم زمين را دارد و ايمان چون تخم است و طاعات آبى است كه بايد زمين را به آن سيراب كرد . و پاك كردن دل از معاصى و اخلاق ذميمه ، به جاى پاك ساختن زمين است از خار و خاشاك ، و روز قيامت ، هنگام درويدن است . پس كسى كه اين نحو زراعت كند ، پس از آن اميد داشته باشد ، رجاءِ صادق است ؛ و الّا آن ، نيست جز غرور و حُمق . يكى از فُصحاى عرب گفته : « مَا اشتارَ العَسَلَ مَنِ اختارَ الكَسَلَ « 1 » » . حاصل معنى آن كه :
و لهذا وارد شده كه : شخصى به حضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه : قومى از دوستان شما معصيت مىكنند و مىگويند : ما اميدواريم ؟ حضرت فرمود : « دروغ مىگويند و دوستان ما نيستند . اينها قومى هستند كه امانى و آمال بر آنها غلبه كرده . همانا كسى كه اميد به چيزى داشته باشد عمل از براى آن مىكند « 3 » » . و بدان كه آيات و اخبارى كه در باب رجا و اميدوارى وارد شده بسيار است . و اگر نباشد در اين باب جز سعهى رحمت و كثرت مرحمت حق تعالى و شفاعت حضرت رسالت پناه و اهل بيت طاهرهى او عليهم السلام و بشارات و مژدههايى كه از براى شيعيان وارد شده ، هر آيى نه كافى است ؛ چه جاى آن كه وارد شده كه در روز محشر ، خداوند عالم چندان آمرزش و