مغفرت كند كه به خاطر هيچ كس خطور نكرده باشد ؛ تا اينكه شيطان به طمع [ بخشش خداوند ] افتد . و نيز مروى است كه : « اگر بندگان گناه نكنند حق تعالى خلقى ديگر خواهد آفريد كه گناه كنند تا ايشان را بيامرزد . « 1 » »
عفو خدا بيشتر از جرم ماست * نكتهى سربسته چه گويى خموش « 2 »
* * * حافظ :
سحر با باد مىگفتم حديث آرزومندى * خطاب آمد كه واثق شو به الطاف خداوندى « 3 »
[
4 - ضعف نفس
] صفت چهارم ، ضعف نفس است . و علامت آن عجز و اضطراب است در وقت حدوث حادثه و نزول بليّه . و اين صفتى است خبيثه كه صاحب آن را در نظرها خوار و بى قدر مىكند و لازم آن است ذلّت و اهانت و كناره جستن از كارهاى بزرگ و جليله و امور عاليه و مسامحه در امر به معروف و نهى از منكر و اضطراب به اندك چيزى از بلايا و مَخاوف .
[ بزرگى نفس و محكمى دل ]
و ضدّ آن بزرگى نفس و محكمى دل است . و علامت آن ، آن است كه آدمى تحمّل
هامش
( 1 ) . المحجژة البيضاء ، ج 7 ، ص 264 . البتّه واضح است كه مضمون اين روايت و آن چه مرحوم مؤلّف بيان داشته ، تشويق به گناه نيست ؛ چرا كه آن ، انذار پيامبران و ادله نهى از منكر منافات دارد . بلكه تأكيد بر وسعت و فراگيرى آمرزش و رحمت خداوند است .
( 2 ) . حافظ بدين گونه سروده است :
« لطف خدا بيشتر از جرم ماست * نكته سربسته چه دانى خموش »
ر . ك : ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 279 ، ص 369 .
( 3 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شمار 431 ، ص 540 .