كند آنچه را كه بر او وارد مىشود و چون گياه ضعيف به هر بادى متزلزل نگردد ، و چون موش و روباه به هر حركت پايى به چپ و راست نرود ؛ بلكه چون كوه محكم به جاى خود ثابت باشد و طريق تحصيل اين صفت از آنچه در دفع خوفِ مذموم گذشت معلوم مىشود .
[
5 - دنائت همّت
] صفت پنجم ، دنائت همّت است ، كه عبارت است از پستى طبع و قصور همّت از طلب كارهاى بزرگ و قناعت نمودن نفس به شغلهاى پست و اعمال جزيى ه . و اين صفت خبيثه نتيجهى كم دلى و ضعف نفس است .
[ علوّ همّت ]
و ضدّ آن ، علوّ همّت است كه سعى نمودن در تحصيل مراتب عاليه و كارهاى بزرگ باشد . و كسى كه همّت او عالى باشد به امور جزيى ه سر فرو نياورد و به طمع منافع خسيسهى دنيويّه خود را به آن نيالايد .
غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است « 1 »
و اين صفت ، نتيجهى بزرگى ذات و شجاعت نفس است و بالاترين فضايل نفسانيّه است ؛ زيرا كه ، هر كه به جايى رسيد و به مراتب ارجمند سرافراز گرديد ، به واسطهى اين صفت شد .
[
6 - بى غيرتى و بى حميّتى
] صفت ششم ، بى غيرتى و بى حميّتى است . و آن كوتاهى و اهمال كردن است در محافظت آنچه نگاهبانى آن لازم است در دين و عِرض و اولاد و اموال . و اين مرض
هامش
( 1 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 37 ، ص 101 .