كارفرمايى قوّهى عامله مىشود آن سه قواى ديگر را . پس هر صفت نيكى حقيقتاً از اين سه قوّهى است و امرى از براى قوّهى عامله نيست مگر كارفرمايى . اگر اين بودى موجب استناد هر فضيلتى كه به آن سبب حاصل مىشود به قوّهى ى عامله ، بايستى كه جميع فضايل مستند به قوّهى عامله باشد و همه مندرج در تحت عدالت بوده باشند و شمردن بعضى از فضايل را از انواع عدالت دون بعضى ، صحيح نخواهد بود ؛ پس مقتضاى نظر صحيح آن است كه گفته شود ، كه همهى فضايل و رذايل مندرجاند در تحت آن سه فضيلت ديگر كه حكمت و شجاعت و عفّت بوده باشد و اضداد آنها متعلقاند به قواى ثلاثهى غضبيّه و شهويّه و عاقله ؛ پس جميع اخلاق حسنه و صفات ذميمه مندرجاند در تحت سه صفت مذكوره و اضداد آنها ، و متعلقاند به يكى از سه قوّهى عاقله و غضبيّه و شهويّه ، يا به دو قوّهى ، يا به سه قوّهى از آنها « 1 » و ما در اين رسالهى شريفه اول اوصاف حسنه و صفات رذيلهى متعلّقه به قوّهى عاقله را بيان مىكنيم ؛ پس آن چه را كه متعلّق است به غضبيّه ، و بعد آن چه را كه منسوب است به شهويّه ، و بعد از آن صفاتى كه متعلقاند به دو قوّهى از اين قوا ، يا به سه قوّهى بيان مىنمايى م ؛ ان شاءَ اللَّه تعالى .
فصل چهارم : خلق بد در برابر هر صفت نيك
] شكّى نيست كه در مقابل هر صفت نيكى خُلق بدى است كه ضدّ آن است . پس اجناس رذايل نيز چهارند كه ضدّ اين چهار فضيلت اند ؛ و آنها : جهل و جور و جِبن و شَره « 2 » است . و تحقيق مطلب ، آن است كه از براى هر فضيلتى حدّى است مضبوط و