نفس هر دو . و بدان كه توكّل يكى از منازل راه سعادت و افضل درجات اهل ايمان است ؛ بلكه به مقتضاى آيات قرآنيّه از جملهى واجبات بر مؤمنان است . حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرموده كه : « هر كه به خدا منقطع شود و امر خود را به او واگذارد خدا او را از هر امرى كفايت مىكند و روزى او از جايى برسد كه به گمان او نرسد و هر كه به دنيا منقطع شود خدا او را به دنيا وا مىگذارد » . « 1 » و مروى است كه : « حق تعالى وحى فرستاد كه هيچ بندهاى از بندگان دست به دامن من نزد و دست از مخلوقات برنداشت كه بشناسم نيّت او بر اين است مگر اين كه او را از ميان آنها به سلامت بيرون مىبرم و راه بيرون شدن را بر او مىنمايم » . « 2 » و نيز روايت شده كه : « هر بندهاى كه رو آورد به آن چه خدا دوست دارد ، خدا رو به او آورد . و هر كه طلب نگاه دارى از خدا كند ، خدا او را نگاه مىدارد . و كسى كه خدا رو به او آورد و او را نگاه دارد باكى از براى او نيست ، اگر آسمان بر زمين افتد يا بلايى نازل شود كه همهى اهل زمين را فرو گيرد » . « 3 » و آيات و احاديث در اين باب بسيار است . و بايد دانست كه كارهاى بندگان و امورى كه بر ايشان وارد مىگردد بر دو قسم است : يكى امرى كه از قدرت ايشان بيرون است ، و ديگر امرى كه از قدرت ايشان بيرون نيست . پس آن چه از قسم اول است مقتضاى توكّل ، آن است كه آن را حواله به خدا نمايى و تدبّر و سعى بىجا در خصوص آن نكنى . و اگر از قسم دوم باشد ، پس سعى در خصوص آن با توكّل منافات ندارد ؛ به شرط آن كه اعتماد او به سعى خود و اسباب و وسايط نباشد ؛ بلكه وثوق او به خدا باشد . پس هر كه چنان گمان كند كه توكّل ترك كسب و عمل و ترك فكر و تدبّر در امور خود است مطلقاً ، و خود را مهمل و بىكار دارد ، بسيار خطا كرده است ؛ چه ، اين عمل در شريعت مقدّسه حرام است . و شارع امر فرموده به طلب روزى به اسبابى كه
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢١٨
هامش
( 1 ) . المحجّة البيضا ، ج 7 ، ص 379 و جامع السعادات ، ج 3 ، ص 221 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 63 ، ح 1 .
( 3 ) . همان ، ص 65 ، ح 4 .