تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
پس كسى كه سنّ او به حدّ چهل سالگى رسيد ، ديگر فكر دنيا كردن او از غفلت و فريب شيطان است ؛ چه ، ايّام لذّت و كامرانى گذشت و روزگار نشاط و شادمانى سرآمد و هر روز عضوى از او كوچ مىكند و بىچاره از آن غافل ، و در فكر باطل است .
« چو دوران عمر از چهل درگذشت * مزن دست و پا كآبت از سر گذشت « 2 » »
* * *
« چو باد صبا بر گلستان وزد * چميدن درخت جوان را سزد
نزيبد مرا را با جوانان چميد * كه بر عارضم صبح پيرى دميد « 3 » »
« دريغا كه فصل جوانى برفت * به لهو و لعب زندگانى برفت « 4 » »

و بدان كه هر كه زيادتر از ضرورى سال خود جمع مىكند طول امل دارد . و همچنين هر كه امور او متفرّق و با مردم معامله و محاسبه دارد كه زمان آن طول مىكشد ، و با وجود اين مضطرب نيست طويل الامل است . و علامت قصر امل آن است كه امر خود را جمع آورى نمايد ؛ مانند كسى كه اراده‌ى سفرى دارد ، و سعى از براى جمع قُوت زيادتر از يك سال بلكه چهل روز خود را نكند و ساير اوقات خود را صرف طاعت و عبادت نمايد . و علاج طول امل ياد مرگ است ؛ چه ، خيال مردن آدمى را از دنيا دل‌گير و دل را از دنيا سير مىسازد . و از اين جهت حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : « بسيار ياد آوريد شكننده‌ى لذّت‌ها را » . « 1 » و مروى است كه : « هيچ خانواده‌اى نيست مگر آن كه مَلَك الموت شبانه روزى پنج مرتبه ايشان را بازديد مىنمايد » . « 2 » و عجب

هامش
( 2 ) . بوستان ، باب نهم در توبه و راه صواب ، حكايت 2 ، ص 413 .
( 3 ) . همان ، حكايت 1 ، ص 411 .
( 4 ) . همان ، حكايت 2 ، ص 414 .
( 1 ) . مصباح الشّريعه ، چ بيروت ، ص 171 و جامع السعادات ، ج 3 ، ص 38 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 3 ، ص 256 .