تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

شوهر بخواهد كه شوهر قادر بر آن نباشد ، يا قادر باشد لكن بر او واجب نباشد ، پس دروغ وعده دهد كه مىگيرم . يا آن كه به هر يك از زن‌هاى متعدّده‌ى خود گويد كه من تو را [ بيش‌تر ] دوست مىدارم و حال آن‌كه واقع چنين نباشد . و هم‌چنين در ترغيب و تهديد طفل به جهت مصالح آن ؛ و لكن خوب است كه در اين مقامات توريه شود . « 2 » و مخفى نماند كه دروغ‌هاى بسيارى مىباشد كه غالب مردم به آن مبتلا مىباشند و آن را سهل مىدانند و از مفاسد آن غفلت دارند . از جمله گفتن اشتها ندارم است - بدون غرض شرعى - در وقتى كه او را به طعامى تكليف كنند ، و حال آن كه گرسنه و در كمال اشتها است . و همچنين گواه گرفتن خدا را بر امر خلاف واقعى . و همچنين قسم دروغ و شهادت دروغ . و همچنين دروغ گفتن با خدا است ؛ مانند تكلّم كردن به بعضى فقرات نماز و ادعيه و مناجات ؛ چون گفتن « وَجَّهتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ والارضَ » ، و گفتن « ايّاكَ نَعبُدُ وايّاكَ نَستَعينُ » ، و نحو اين‌ها در وقتى كه دل از اين مطالب بى خبر و در كوچه و بازار و دكّان به صد هزار فكر بى اثر مشغول باشد .

لَكَ الفُ مَعبود مُطاع امرُهُ * دونَ الالهِ و تَدّعِى التّوحَيدا
* * *
هامش
( 2 ) . توريه : يعنى گفتن سخنى كه دو معنا داشته باشد . يك معنا از آن راست باشد كه تو قصد آن كنى و معنى ديگرش واقع نباشد كه شنونده از آن بفهمد ، يا آن كه خبر را تبديل به انشا كنى ؛ مثلًا ظالمى از مكان كسى از تو سؤال كند بگو : خدا بهتر مىداند كجاست . يا بگو : سراغ او را در مسجد كن ، اگر دانى كه در مسجد نيست . يا آن كه در خانه‌اى بيايند به سراغ كسى و آن كس در خانه است و مىخواهى بگويى نيست ، انگشت خود را بگذار در موضعى از زمين يا سوراخ ديواى و بگو اين جا نيست ؛ يعنى در اين موضع انگشت من نيست . يا اگر از گناهى كه كرده‌اى از تو استفسار كنند بگو : خدا نخواسته باشد يا بگو : استغفر اللَّه ، يا ، پناه به خدا مىبرم اگر چنين كارى كرده باشم . يا اگر سخنى در حق كسى گفته باشى و خواهى به انكار دفع ملال و مفسده‌ى او را بكنى بگو : احترام شما از آن بيش‌تر است كه چنين سخنى در حقّ شما توان گفت ، و امثال اين‌ها كه غالب آن انشا است و خبر نيست . منه ( ره ) . در مورد توريه و دليل آن رك : - « فلسفه‌ى اخلاق » ، مرتضى مطهرى ، صدرا ، چ سيزدهم ، 1373 ، ص 82 تا 89 ،