عدالت - به صورتى راستين - در ميان مردم هستند ، و آنچه را كه فقر و بىچيزى و ظلمهاى اقتصادى بر سر مردم آورده است فراموش نكردهاند يا نسبت به آن تغافل نمىورزند ، ايشان را از رهروان راه پيامبران « ع » و مرزداران مرزهاى حق و دين مىشماريم ، و گر نه ، نه ! مؤلَّفان كتاب « الحياة » ، اين چهار جلد ( 3 تا 6 ) از اين كتاب را ( كه نمونه اى از « مكتب اقتصادى اسلام » است ) ، متواضعانه به ايشان تقديم مىكنند ، و از آنان مىخواهند كه به اين جلدها مراجعه كنند و آنچه را كه از تعاليم زندگيساز « ثقلين » در آنها آمده است مورد ملاحظه قرار دهند ، و بكوشند و بكوشند تا راه را هموار سازند براى اقامهء عدل و گسترش قسط ، به پاسخگويى به نداى قرآنى « * ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ ) * » ، و به فريادهاى فراوان ظلمشكن و باطلستيز سنّت و حديث .
تنبيه ( 24 ) دعوتهاى سه گانهء پيامبران و ملازمهء آنها با يك ديگر :
پيامبران الهى - كه خود انقلابيّونى استوار و دگرگونسازانى راستين بودند - از آغاز ، سه دعوت پر بانك متلازم را در ميان توده هاى بشرى در انداختند ، از اين قرار :
1 - خدا را بپرستيد . . .
2 - پيمانه و وزن را تمام و عادلانه بدهيد . . .
3 - از شما در برابر اين رسالت ، چيزى نمىخواهيم . . .
و شايد بر خوانندهء آگاه ارتباط و تلازم اين سه دعوت با يك ديگر پوشيده نمانده باشد : هيچ عبادتى براى خداى متعال صحيح نيست مگر با زنده بودن احكام دينى در ميان مردم ، و هيچ زندگيى براى احكام وجود ندارد جز به عدالت ؛ عدالت جز با پاك بودن روابط تبادلى ميان مردم و مراقبت شديد و دور انديشانه بر بازارها و بازرگانان بزرگ و واردكنندگان و توليدكنندگان و فروشندگان و كالاها و نرخهاى آنها ،