كند » فرمود :
« لم تجد أحدا يدلَّك ؟ لا ، و لكنّكم كثّرتم الأموال ، و تحيّرتم على الضّعفاء ، و قطعتم الرّحم الَّذي بينكم « 1 » ، فأيّ عذر لكم ؟ « 2 »
( 1 ) كسى را نيافتى كه تو را ( به نزد من ) راهنمايى كند ؟ ! . . . نه ( اين چنين نيست ) ، ليكن شما اموالى فراوان انباشتيد ، و ضعفاى مؤمنين را در حيرت افكنديد ( كه راه چاره ندانند و از دين و پشتيبانى دين از آنان نااميد گردند ) ، و پيوند رحمى كه در ميان خود داشتيد قطع كرديد ، ديگر ( و در اين صورت ) ، چه عذرى براى شما خواهد ماند ؟ » پس لازم است كه امثال اين تعاليم نكوهندهء تكاثر و مالكيّت پردامنه ( و مايهء فرو ريختن اساس عدل و قسط و ضعيف شدن اسلام و مسلمانان ) « 3 » كه در قرآن و احاديث و اخبار فراوان آمده است ، در استنباط احكام نيز در جلو چشم باشد .
تنبيه ( 5 ) ظلم مالى و مفاسد ويرانگر عمومى :
فساد اساسى در جامعه ها از دو سبب منشأ مىگيرد و پديد مىآيد :
ثروت مفرط ( تكاثر ) و فقر . و فقر خود نتيجه اى از نتايج ثروت مفرط گروهى است كه اموال ديگران را مىبلعند تا خود مصداق « غنىّ مترف » مىشوند . « 4 » پس علَّت عمدهء فساد چيزى جز تكاثر نيست كه موجب
هامش
« 1 » . شايد در اين تعبير : « بينكم در ميان خود » ، اشاره به معنايى باشد عامتر از قرابت نسبى و خويشاوندى ، بنا بر اين شامل عموم محتاجان و محرومان مىگردد ، و « رحم خويشاوندى » بدل مىشود به « رحم اجتماعى اسلامى » ؛ و براى سخن امام عدالت جهانى همين معنى مناسب است .
« 2 » . « غاية المرام » / 779 .
« 3 » . نيز فصل 2 ، از باب 11 ، بند « ب » ( جلد سوّم / 125 - 127 ) .
« 4 » . آيات و رواياتى كه اين گروه را به اين صفات و امثال آن توصيف مىكند ملاحظه كنيد شمارى از اين آيات و روايات در فصلهاى مناسب ذكر شدهاند ( از جمله : جلد سوّم / 368 به بعد ) .