براى پاسدارى از منافع و سودهاى كلان آنان اهتمام مىورزند ، و فريادگران عدالت و حق و دارندگان تمايلات قرآنى ، علوى و جعفرى را به تندروى در نظر متّهم مىكنند . و هر زمان كه اين حيله ها و اتّهامها به كار مىافتد ، گرفتارى سنگين و فساد بزرگ و زيان آشكار رخ مىكند ، يعنى درهاى عدالت و اميد به آن بسته مىشود ، و آرزوهاى توده ها به نوميدى تبديل مىگردد ، و نسل جوان مىبرد ، و موجب بدنامى اسلام نزد كسانى مىشود كه از متون اسلامى - بويژه متون قرآنى و حديثى كه اصل اسلام است - بيخبرند .
و اين نيز واضح است ، زيرا كه مستكبران ( طاغوتهاى اقتصادى ) - بطبع - در زندگى اقتصادى خود ارتباطى محكم با متكاثران و مستكبران جهانى دارند ، پس اگر در سرزمينى بمانند و از آنجا طرد نشوند ، و راههاى بهره كشى ايشان بسته نشود ، استكبار جهانى - جز در تراز شعارها - از آن سرزمين بر نمىافتد .
تنبيه ( 4 ) مال و طبيعت اجتماعى آن در نظر اسلام :
مال در اسلام تعريفى دارد - چنان كه گذشت - « 1 » همچنين داراى طبيعتى اجتماعى و غير فردى است ، اين است كه اسلام مال را « قوام مايهء سامانيايى » و « قيام مايهء برپايى زندگى » ، و « مصحّة « 2 » وسيلهء صحّت و سلامت » زندگى مردم و شئون ايشان ناميده است ، چنان كه در فصلهاى مناسب ، اين مطالب را با آيات و روايات آنها آورديم و شرح داديم . بنا بر آنچه ياد شد ، اسلام اين طرز فكر را كه مال مىتواند
هامش
« 1 » . ( جلد سوّم / 230 )
« 2 » . در « مستدرك الوسائل » به جاى « مصحّة » ، « مصلحة » آمده است و معنا چندان هم است ( - « مستدرك » 1 / 166 ) .