تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١

تنبيه ( 3 ) مشكل اقتصاد و اهميّت حياتى حلّ آن :

بر كسانى كه مردمان را به اسلام و جارى كردن احكام آن فرا مىخوانند ، و مىخواهند با دو مانع راه ترقّى و تعالى انسان و انسانيّت ( امپرياليسم و صهيونيسم ) « 1 » دست و پنجه نرم كنند ، نخستين كار واجب آن است كه به حل دشواريهاى اقتصادى بپردازند ، و دست مستكبران و « ديكتاتور » هاى اقتصادى را قطع كنند ، و تجاوز و تعدّى مالى و ظلم معيشتى را از زندگى توده ها بردارند ، در صورتى كه اين حركت نبردآور ، همان چيزى است كه در سيرت انبيا « ع » مشاهده مىكنيم . و از آن جهت بايد چنين شود كه مشكلات ياد شده ، اگر بر جاى بماند ، علاوه بر اينكه سختتر و پيچيده تر مىشود ، راهى به حل شدن و از بين رفتن پيدا نمىكند ، و در آن صورت اقدامات ديگر فايده اى ندارد ، و بسا هست كه موجب شادكامى دو دشمن ياد شده شود و اسباب رواج بازارها و كالاهاى گوناگون آنها را فراهم آورد . و در اين هنگام كار به آنجا مىانجامد كه حركات اجتماعى و سياسى ( خواه دينى يا غير آن ) ، به جاى آنكه سبب از بين رفتن آنان و در آمدهاى استكبارى ايشان شود ، سببى براى سود بردنهاى تكاثرى خواهد شد - و اين امرى واضح است . و بسيار مىشود كه بعضى از علما و مؤمنان ، در زمينه هاى اقتصادى ، فريب حيله ها و تزويرهاى متكاثران را مىخورند ، و چنان مىشود كه
هامش
« 1 » . بايد اشاره كنيم كه « كمونيسم » و « سوسياليسم » و « اومانيسم » نيز دست كمى از آن دو ندارند ، از اين رو كه متأسفانه ، « انسان » را درست نمىشناسند ، و از ابعاد و احوال وجودى او ، در گذشته و حال و آينده آگاه نيستند ، و اين را كه انسان در اين جهان ، در حال توشه بر گرفتن براى حضور و سير در ابديّت است - چنان كه بايد - نمىفهمند ، اين است كه قادر نيستند راه عملكردهاى صحيح فردى و اجتماعى را به انسانها نشان دهند ، و « صراط مستقيم » راستين را بنمايانند . و اين زيان بزرگ بشريّت است !