- مالك قوى و مستأجر ضعيف .
- آكل اقتصادى و مأكول .
- بهره كش و بهره ده .
- صاحب كارخانهء متعدّى و كارگر ستمديده .
- تيولدار و ملَّاك ستمگر و كشاورز بيچاره .
- رباخوار و متكاثر و ربادهندهء وامخواه .
- رشوه ده و رشوه گير .
- شخص تا گلو غرق در نعمتهاى گوناگون و آن كس كه نانى براى خوردن ندارد .
- ساكن در باغها و بر لب چشمه سارها ( ويلاها ) ، و مسكينى كه لانه اى براى غنودن نمىيابد .
- آن كس كه گرمابه هايى گوناگون در اختيار دارد ، و آن كس كه در خاك مىلولد . . . و . . .
پس بر حكومت اسلامى آگاه متعهّد واجب است كه زمينه هايى را كه به اين اوضاع و احوال ويرانگر اركان اجتماع مىانجامد ، و حق و دين و اخلاق را تباه مىكند ، و فرهنگ و پيشرفت را به نابودى مىكشد ، و حرمت و كرامت انسان را از ريشه بر مىاندازد ، و پايه هاى حماسه و دفاع از حق را متزلزل مىسازد ، همه و همه را از ميان بردارد تا بتواند به تأسيس « جامعه اى قرآنى » توفيق حاصل كند ، كه روابط برادرانهء اسلامى ، با عزّت و سربلندى و كرامت بر آن فرمانروايى دارد .
مسألهء دهم
: دعوت قرآنى : قرآن كريم مردمان را به « حيات طيّبه زندگى پاكيزه » و رشد و سلامت اجتماعى و اخلاص و صدق و عمل و كوشش و هميارى و برادرى و انفاق و ايثار و مهربانى و همهء راههاى سلامت و سعادت دعوت كرده است . و همهء اينها با فاصله هاى معيشتى بسيار نمىسازد ، و با اين چگونگيها سلامت و سامانيابى براى مردم فراهم نمىآيد ، چنان كه در جاى جاى فصلهاى اين دو باب مكرّر به آن اشاره كردهايم .