از ميان بردارد ؛ و اگر چنين نكند ، به هيچ بهبود و اصلاحى دسترس پيدا نمىكند ، بلكه پايگاههاى اصلاح فرو مىريزد و امور آن دچار اختلال مىشود . و اين چنان است كه امام صادق « ع » مىفرمايد :
« من ولى شيئا من أمور المسلمين ، فضيّعهم ضيّعه الله تعالى « 1 »
( 1 ) هر كس بر امرى از امور مسلمانان ولايت داشته باشد ، و حقوق ايشان را تضييع كند ، خداوند متعال او را ضايع خواهد كرد » . پس بر حكومت اسلامى لازم است كه جامعه را از چنگالهاى دو دشمن ( تكاثر و فقر ) خلاص كند ، و راه را براى پاك و پاكيزه شدن مردم و پيشرفت و سالم شدن روابط آنان با يك ديگر از همهء جوانب هموار سازد . و تا تكاثر و فقر در اجتماع حكومت كند ، ميان مردمان برادرى به وجود نخواهد آمد ، و راه براى انتشار فرهنگ قرآنى و اخلاق اسلامى هموار نخواهد شد . چه در هنگام آشكار شدن تكاثر و فقر ، قوى ضعيف را مىخورد ، پس نه قوى در مقابل تربيت اسلامى سالم سر اطاعت فرود مىآورد ، و نه فقير مىتواند به اخلاق صالحه متخلَّق شود . و همين براى فرو ريختن حيثيّت جامعه و شايستگى آن كفايت مىكند .
مسألهء نهم
: تنظيم روابط ميان مردم و برنامه هاى اسلامى : حكومت اسلامى ، كه بايد تنظيمكنندهء روابط اسلامى و پيوستگيهاى برادرانه در ميان مردم باشد - و كتاب آسمانى در بارهء آن تأكيد فراوان كرده است - چگونه مىتواند ميان اين گونه افراد كه ذكر آنان هم اكنون خواهد آمد ، پيوندهاى برادرانه ايجاد كند ؟ :
- ستمگر و ستمديده .
- غصبكنندهء حق و آن كس كه حقش غصب شده .
- گرسنه و آن كس كه روزى او را دزديده .
- محتكر و محروم .
- گرانفروش و مستضعف .
هامش
« 1 » . « ثواب الاعمال » / 309 .