مردم به تعبير امام صادق « ع » : « عائشين بخير » باشند « 1 » ، يعنى زندگى ، با رفاهى معقول ، و بدور از ظلم كردن و ظلم ديدن . پس اين فهم و استنباط از مهمترين چيزهايى است كه به تفقّه صحيح اسلامى ، در بارهء « حوادث واقعهء ( جارى ) اقتصادى » باز مىگردد .
( 2 ) - بىاطلَّاعى از حقايق و مسائل ياد شده ، فقه اسلامى را از موفّقيت در اقامهء قسط و عدل و برانداختن تكاثر و اتراف و فقر و اجحاف باز مىدارد . و اتراف و اجحاف مادهء فساد و علَّت بروز فقر در ميان مردم است كه در پى آن بىباورى مىآيد ، و به دنبال آن نابسامانى اعتقادى و عملى در اين گوشه و آن گوشهء اجتماع ، و سست شدن دين و اركان روحى و مادّى آن ، و بدين گونه آنچه سبب قوام دين و مسلمانان است ( يعنى : مال و ثروت و امكانات ) ، سبب تباهى و هلاك ايشان مىشود .
( 3 ) - كفرى كه « قرآن كريم » ( در اين آيه ، از آن با حصر و تأكيد ، از زبان گروه مترفان و گردنكشان اقتصادى ياد مىكند : « * ( وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه كافِرُونَ ) * « 2 » به هيچ روستا ( و شهرى ) انذارگرى نفرستاديم مگر اينكه مترفان ( خوشگذرانان ) آنجا گفتند : ما به رسالتى كه شما براى ابلاغ آن فرستاده شدهايد ، كافريم ( ايمان نداريم ) ، » ، چيزى جز كفرورزيدن به دين حق نيست . و خاستگاه آن ، عدم سازگارى ميان دين الهى و فراوانى مال و سركشى و طغيان مالى و ديكتاتورى ثروت است .
( 4 ) - مقتضى حركت در راه خدا و مستضعفان ، چيزى جز مبارزهء مداوم اصولى بر ضدّ اشرافيّت و استكبار در همهء اشكال آن - از مالى و جز آن - و برانداختن ستمگرى و بهره كشى و ريشه كن كردن فقر و ناكامى و استضعاف از حيات قشرهاى مختلف بشرى نيست .
هامش
« 1 » . « رسائل » 6 / 3 نيز ( همين جلد / 378 ) .
« 2 » . « سورهء سبأ » ( 34 ) : 34 .