تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
، اين سخن به هيچ شرحى نيازمند نيست ، چه بلاغت فيّاض ، و وضوح آشكار ، و تركيب منسجم ، و ايستار بلند ، و دم نافذ ، و قاطعيّت تابناك ، و لغات غنى و پربار از معانى زبده و بزرگ ، و واژه هاى زندهء آن كه همچون آبشارى بر جانها فرو مىريزد ، و آنها را سيراب مىسازد ، و نفوس را زنده مىكند و به دلها الهام مىبخشد ، ما را از پرداختن به هر شرحى باز مىدارد . و « ادغال » ( دغلى كردن ) در هر چيزى ، وارد كردن چيزى در آن است كه مايهء تباهى آن باشد . و بسى آشكار است كه عدالت اجتماعى و اقتصادى و توزيعى و معيشتى ، هر گاه تحقّق پيدا نكند ستمگرى و تجاوز و عدوان اقتصادى در اجتماع گسترش مىيابد ؛ و در نتيجه ، جوانان و هوشياران و حق ربودگان و مستضعفان ، از دين نوميد مىشوند ، بويژه در جامعه هايى كه حكومت آن خود را به دين و فقاهت منسوب مىدارند . و براى دين و منظورها و هدفهاى آن چه فسادى از « ديكتاتورى » ثروت بالاتر است ؟ و كدام دغلى از اين كارگرتر ؟ در اين هنگام است كه مردمان چنان مىپندارند كه دين الهى به هواخواهى ثروتمندان و صاحبان قدرت و ساز و برگ برخاسته است ، و فقاهت اسلامى آن عامل رهايى بخشى نيست كه اميد داشتند آنان را از قيد و بندهايى كه گرفتار آنند ، و از چنگالهاى دو طاغوت : فرعون ( طاغوت سياسى ) و قارون ( طاغوت اقتصادى ) نجات دهد .

دو وجه تمايز بنيادين ، ميان جامعهء جاهلى و جامعهء اسلامى

اوّل : عدالت

96 الإمام الباقر « ع » - قال محمّد بن مسلم : سألت أبا جعفر « ع » : . . . و ما كانت سيرة رسول الله « ص » ؟ قال : « أبطل ما كان في الجاهليّة ، و استقبل النّاس بالعدل . و كذلك القائم « ع » ، إذا قام يبطل ما في الهدنة ممّا كان في أيدي
الحياة ( فارسي ) — صفحة 543 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام