تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
98 الإمام علي « ع » : التّوحيد أن لا تتوهّمه ، و العدل أن لا تتّهمه . « 1 » ( 1 ) امام على « ع » : توحيد آن است كه خدا را توهّم نكنى ، و عدل آن است كه او را متّهم نسازى . ، عدل از اركان اعتقادى توحيدى بر حقّ قرآنى است . و به خوبى آشكار است كه اين اعتقاد خود به خود مؤمنان موحّد و يكتاپرست را بر آن وامىدارد كه به عدل اجتماعى و اقتصادى و معيشتى معتقد شوند و به تقويت آن بپردازند ، و هر چه در توان دارند به تحقّق بخشيدن آن كوشا باشند - چنان كه سيرهء پيامبران و اوصيا « ع » نيز چنين بوده است - پس ميان دو عدل ، يعنى عدل در « يكتاپرستى » و عدل در « جامعه سازى » ، جدايى وجود ندارد . و اين امر سخت آشكار است و هيچ ترديدى در آن نيست ، زيرا كه عدل خداوند منحصر به امور تكوينى نيست بلكه امور تشريعى را نيز شامل مىشود ؛ بنا بر اين اساس ، هيچ ظلم و عدوانى با هيچ گونه توجيهى در دين اسلام روا نيست . از اين گذشته ، اين پرسش را طرح مىكنيم كه : آيا خداى عادل ، به ستمگرى رضا مىدهد ؟ و جواب آن آشكارا « نه » است ، چون كه اگر فرد دادگرى به ستمگرى رضا دهد ، « خلف » لازم مىآيد ، و خدا بسيار برتر از آن است كه چنين باشد . و اگر خداى عادل متعال به ظلم رضا ندهد ، پس در شرع نورانى اسلام روا نيست كه ظلمى واقع شود و احدى ، حتى جانورى ، در معرض ستمديدگى قرار گيرد ، بلكه اين شريعت به صورتى فراگير ، به دادگرى و نيكوكارى فرمان داده است . پس خود حقيقت « اعتقاد توحيدى » ، ما را به پذيرفتن و رواج دادن عدالت اجتماعى و اقتصادى و معيشتى راهنمايى مىكند ، با صرف نظر كردن از تعاليم ديگر وارد در قرآن و حديث و سيره در باره عدالت و اجراى قاطع و فراگير آن .
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 1301 ؛ « عبده » 3 / 264 .