تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
( 1 ) و پيرو هواى نفس گردند ، و از عمل كردن به احكام دست بردارند ، و بيماريهاى روانى بسيارى ( سرخوردگى ، بريدگى ، نوميدى و . . . ) در مردم پديد آيد ، تا جايى كه اگر حقهاى بزرگ پايمال گردد ، كسى نگران نشود ؛ و اگر باطلهاى بزرگ زنده گردد ، كسى را باكى نباشد . و در چنين اوضاعى نيكان امّت ( فراخوانان به نيكى و عدالت ) ، خوار ( و بىريا و مددكار ) گردند ، و اشرار امّت ( و حاكمان جهانخوار ، و عالمان دنيادوست ، و توانگران بىانصاف - به تعبير احاديث ) ، عزّت و قدرت يابند ( و ديكتاتورى ثروت و مال همه سو ديده شود ) ، و مسئوليّتهاى مردمان ( ظلمكننده يا ظلم پذير ) ، در نزد پروردگار سنگين گردد ( تا در روز رستاخيز حسابرسى شود . . . ) . و چون چنين روزگارى رخ نمود ، به خير خواهى يك ديگر بپردازيد ( و هم را نصيحت كنيد ) ، و همكارى خوبى داشته باشيد ! زيرا كه هيچ انسانى - اگر چه تمايل بسيار به كسب رضاى خدا داشته باشد ، و در اين راه بس بكوشد - نمىتواند چنان كه سزاوار خداوندى خدا است او را عبادت و طاعت كند ؛ ولى از جمله حقوقى كه خداوند بر بندگان واجب كرده است نصيحت ( خير خواهى براى هم و به خير دلالت كردن يك ديگر ، و كمك رسانى به هم در يارى كردن حق ) است . همچنين هيچ يك از بندگان خدا - اگر چه ديگران به نظر تحقير در او بنگرند ، و چشمها او را ناديده انگارند - پايينتر از آن نيست كه به اجراى حق كمك كند ، يا در آن كمك شود . « 1 »
هامش
« 1 » . پس نه كسانى را براى دنيا و دنيا دارى بى خود بزرگ كنيد و بر مردم مسلَّط سازيد ، و نه احدى را كوچك انگاريد و دست كم بگيريد ! و اين است انسانيّت بالغ