، سفرى كه براى ديدار ظالم و ارتباط با وى باشد سفر معصيت است . و در سفر معصيت نماز بايد تمام خوانده شود ؛ بر خلاف سفر طاعت ، يا سفر مباح .
اكنون اى خوانندگان ، در اين تعليم چه مىبينيد ؟ امام ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا « ع » ، سفر به منظور وارد شدن بر حاكمى ستمگر را سفر معصيت مىداند كه موجب اتمام نماز است . پس آيا فقهى زنده تر از اين فقه الهى مىبينيد كه قرآن كريم و امام معصوم آن را تعليم كردهاند ؟
نيز رجوع كنيد به سخنى در شرح اين تعليم : « فصل پنجم » ، از « باب دوم » ، بند « ز » . « 1 »
منشورى اسلامى و عام
در اين مورد ، يك منشور عام اسلامى وجود دارد كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » در آن منشور چگونگى « استقرار شاخصهاى عدالت » را بيان كرده و بر واجبات حكومت اسلامى در بارهء جامعه و توده ها انگشت نهاده است .
اين منشور بايد بر پيشانى روزگار نوشته شود ، و با خورشيد بر سرزمينها بتابد ، كه خود مقياسى قاطع است براى شناختن هر حكومتى كه اسلامى باشد ، و شناخت صدق اين نامگذارى - خواه مؤسّس آن عالمى فقيه باشد ، يا ملَّتى مسلمان ، يا قائدى سياسى ، يا انقلابيى نظامى . . . - و ما اكنون بخشى از منشور را - با مضامين تابنده و تعاليم سازندهء آن - مىآوريم . و اين قسمتى از خطبه اى ( سخنرانيى ) است كه امام « ع » در صفّين - در ميدان جنگى خونين - براى فرادارى « مشعل حق » و استوار سازى « بنيان عدل » ايراد فرموده است ، زيرا كه حق سزاوارتر است كه پيروى شود .
هامش
« 1 » . ( جلد دوّم / 224 - 225 ) .