تمرين اجراى عدالت ) است . و براى مردم رفتارى به مدارا و محبّت ؛ و صراحتگويى در بيان عذر ، و در نتيجه ، استوار دارى توده ها در راه حق .
ما - عدالت ، بيدارگريى مهم و سازنده تعريف « جامعهء اسلامى »
جامعهء اسلامى ، « جامعهء قائم بالقسط » است . و به عبارتى ديگر :
« جامعه اى تهى از فقر » ؛ يعنى جامعه اى كه اسلام خواستار ساختن آن است ، جامعه اى است كه عدالت بر همهء نواحى و جوانب آن فرمانروا باشد ، پس فقر در آن - بعنوان يك اصل در زندگى ، و يك شالوده براى زندگى خانوارى يا خانوارهايى - به هيچ روى پذيرفته نيست . « 1 » و اين موضوع به بحثى مفصّل نياز ندارد ، چه به آسانى و بدون زحمت بر آن مىتوان چنين استدلال كرد :
در قرآن كريم آمده است : * ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ ) * . « 2 » و آشكار است كه « مادّهء أمر » نيز دلالت بر « وجوب » دارد ، پس معنى آيه اين مىشود كه : خداوند اجراى عدالت و نشر احسان را در ميان مردم واجب كرده است . معصوم « ع » نيز فرموده است : « لو عدل في النّاس لاستغنوا « 3 » اگر ميان مردم به عدالت رفتار شده بود ، همه بىنياز بودند » . پس « جامعهء منهاى فقر » يك آرمان اسلامى است ، و طبق « اقتصاد اسلامى » ، عملى است . و معنى عدل در قاموس اسلام ، نبودن
هامش
« 1 » . البته اين سخن براى اجتماعى است كه در آن ، احكام اسلام و اهداف اسلام ، درست و در ارتباط با هم فهميده شود - چنان كه در پيش نيز اين موضوع ( ارتباط احكام دين با هم ) را يادآور شدهايم ( از جمله جلد اول ، مقدمه / 45 ) ، و درست به همهء احكام آن - ناظر به اهداف - عمل گردد ، بويژه در همهء شئون زندگى عالمان و حاكمان و نزديكان ايشان در سراسر جامعهء اسلامى .
« 2 » . « سورهء نحل » ( 16 ) : 90 .
« 3 » . « اصول كافى » 1 / 542 .