فقر و محو آن از جامعهء اسلامى و انسانى است . پس جامعه اى كه كتاب آسمانى به بر پا داشتن آن فرمان مىدهد ( جامعهء قرآنى ) ، و خداى متعال و پيامبر خدا آن را براى مسلمانان برگزيدهاند ، « جامعهء قائم بالقسط » و خالى از فقر است . و اين همان جامعه يا اجتماعى است كه بر هر مسلمان ( گذشته از عالمان و مراجع و حاكمان ) ، كوشش و تلاش براى به وجود آوردن آن واجب است .
و يكى از اركان تجسّم يافتن عدالت در اجتماع ، آزادى سخن گفتن است در هر زمان كه گمانى به وجود ستم در دستگاه حكومت مىرود ؛ و اينكه دستگاه حاكم موظَّف است در چنين وضعى عذر خود را براى توده ها بيان كند ، تا چنان شود كه بانگ فريادگران حق و خواستاران عدل خاموش نماند .
و يكى ديگر - از اركان تجسّم عدالت در اجتماع - انتقاد كردن سخت از مسئولين و نكوهيدن آشكار آنهاست ، اگر كه از تحقّق بخشيدن به عدالت خوددارى كنند يا در آن سستى روا دارند ؛ كه در نامه هاى امام علىّ بن ابى طالب « ع » به كارگزارانش - كه همان مسئولان در حكومت اسلامى بودهاند - نمونه هاى آنها ديده مىشود .
و از اين ديدگاه واجب است كه تودهء مردم را در بارهء آنچه به عدالت و اجراى آن مربوط مىشود آگاه سازيم ، و به ايشان بفهمانيم كه اصل عدالت در متن اسلام - هم از لحاظ قرآن ، و هم از لحاظ سنّت و سيره و حديث - اصلى بنيادين است ؛ نيز لازم است كه اين آگاهى دادن و روشن كردن مردم ، از كلاسهاى ابتدايى بياغازد ، و سپس در محيطهاى آموزش و پرورش ، و دانشگاه ها و مراكز آموزش عالى ، و مراكز تبليغى ، و بويژه بوسيلهء خطيبان جمعه ها و جماعتها و اهل منبر - به صورتى راستين - عملى گردد .
ركن ديگر اينكه شايسته است فقيهان و پژوهندگان و نويسندگان و شاعران و هنرمندان و استادان و دبيران و آموزگاران ، و همچنين انواع رسانه هاى گروهى - مطبوعاتى يا صوتى و تصويرى - براى نشر اين حقايق اسلامى و راه يافتن آنها به افكار عمومى كوشش كنند ، تا به حالت هستهء فكرى براى عامّهء مردم - مسلمان و غير مسلمان - در آيد ، و سخنى
الحياة ( فارسي ) — صفحة 515
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥١٥