3 - حافظ رضي الدّين رجب برسى ، در كتاب « مشارق الأنوار » چنين آورده است : « فقيرى از امام صادق « ع » پولى طلب كرد ، امام از غلامش پرسيد : چه اندازه پول در نزد تو است ؟ گفت : چهار صد درهم . به غلام فرمود : همه را به او بده ! غلام چنين كرد و گدا راه خود در پيش گرفت و پس از سپاسگزارى به راه افتاد . سپس امام به غلام گفت : او را بازگردان ! فقير گفت : اى آقاى من ! چيزى طلب كردم و بخشيدى ، پس از بخشيدن مىخواهى چه كنى ؟ امام فرمود :
« قال رسول الله « ص » : خير الصّدقة ما أبقت غنى
( 1 ) نيكوترين صدقه ( بخشش ) ، آن است كه در همان دم بىنيازى بياورد » ، و ما تو را بىنياز نكرديم . اين انگشترى را كه ده هزار درهم براى آن دادهام بگير و هر وقت نيازمند شدى آن را با همين بها به فروش برسان » . « 1 » به اين مهربانى بزرگ انسانى نگاه كنيد ، و در اين نگرش والايى كه در آن ، نسبت به كرامت و شخصيّت آدمى وجود دارد ژرف شويد ! آرى ، اسلام نمىخواهد كه فقر كسى دوام يابد . و چنان است كه نخستين معلم آن « ص » ، بهترين بخششها آن را مىداند كه سبب بىنياز شدن فورى شخص سئوالكننده شود . اين است اسلام انسانى و انقلابى جاودانى ، كه بايد چنان كه شايسته است شناخته و فهميده شود ، و تنگى افق ديد و كجفهمى و پرده هاى ارتجاع و واپسماندگى و دنياطلبى از آن دور شود ، و ضربات سرمايه دارى بر پيكر آن وارد نيايد .
و بايد گفت امام صادق « ع » ، مخصوصا چنين انگشترى را مىخريده است تا ذخيره اى براى اين اشخاص و احوال باشد ، و با دست مبارك او - كه بركات را در حركات آن مىنگرى « 2 » - به كسانى داده شود ، و چندان به چشم نيايد و جاسوسان عبّاسى آگاه نگردند .
هامش
« 1 » . « مشارق الأنوار » / 113 ، « بحار » 47 / 61 .
« 2 » . ترجمهء اين مصرع است « ليد ترى البركات في حركاتها » ، از قطعه اى از شاعر و اديب و نويسندهء بزرگ ، ابو الفضل بديع الزّمان همدانى ( از شهداى والامقام تشيّع ، سال شهادت :
398 ق ) « شهداء الفضيله » .