اسلامى » تشكيل يافته است . و هيچ مصيبتى سنگينتر از آن نيست كه دين جاودانى خدا مظلوم واقع شود ، يعنى از اسم آن ياد كنند و رسم ( مقرّرات و احكام ) آن را ناديده گذارند .
3 - از چيزهاى واضح اين است كه گردآورى اموال و مالياتهاى دولتى به كارمندانى نياز دارد كه به آنها رسيدگى و آنها را جمع كنند و به بيت المال و خزانهء اسلامى برسانند . و در اين كار با مردم روبرو مىشوند و ميان ايشان و تودهء مردم بگو مگوهايى پيش مىآيد كه گاه به مشاجرهء سخت مىانجامد . و اين چيزى است كه اسلام آن را منع كرده است ، زيرا اسلام آداب و اخلاقى بس عالى براى عمل گردآورى اموال دولتى و تحصيلدارى مالى تعليم داده است ، كه بسيار بسيار عالى و انسانى است .
و اين آداب و اخلاق عالى در نامه ها و سفارشهاى امير المؤمنين « ع » به كارگزارانش ذكر شده است ، كه پاره اى از آنها را در فصل اخير از نظر خوانندگان گذرانديم . آنچه از اين آداب و توصيه ها و سفارشها مفهوم مىشود ، اين است كه روابط ميان مردمان و دستگاه حكومت اسلامى ، روابطى انسانى و مردمى و آكنده از اطمينان و دوستى و اعتماد و نصيحت و انتقاد است ، و براى مردمانى كه اموال خود را به حكومت اسلامى مىپردازند ، چنان مىنمايد كه مال خود را از يك جيب به جيب ديگر منتقل مىكنند ؛ و اسلام و حكومت و دولت و كارمندان آن بايد پيوسته چنين باشند .
دفع توهّم
اگر گوينده اى بگويد - چنان كه اغلب مىگويند - : او علىّ بن ابى طالب بود و ما ماييم ؛ در پاسخ بايد گفت : او فقط به دين و قرآن عمل مىكرد ، او اين كارها را مىكرد ، و اين نامه ها و سفارشنامه ها را مىنوشت ، و بدكاران درون حكومت خود را افشا مىكرد ، و آن سيرت اسلامى و قرآنى سالم و عادلانه را در جان مردم مىنشانيد ، همه بعنوان يك حاكم اسلامى و يك مجرى قرآنى ، نه بعنوان يك « ولىّ