تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
اموال عمومى پيدا كنند ، و هوس جمع آورى مال را وجههء نظر خود قرار دهند . ( 6 ) - دعوت حكومت اسلامى به تشديد عقوبت متخلَّفانى كه در اموال عمومى خيانت مىكنند . ( 7 ) - برانگيختن حكومت اسلامى و كارمندان آن به هماهنگى با مردم ، بويژه از جهت تراز معيشت و تمايز نداشتن با توده ها . ( 8 ) - برانگيختن مسئولان حكومت اسلامى به اينكه ، براى همهء مردم همان را بخواهند و اختيار كنند كه براى خود و كسان و پسران و دختران خود مىخواهند و اختيار مىكنند . و اين از شگفتيهاى عظيم تعاليم اسلامى در « اخلاق ادارى و سياسى » است ، كه مسئولان و فرمانروايان را به آن فرا مىخواند كه ( صرف نظر از اينكه فرمانروايان ديگر جهان در طول تاريخ چه مىكرده‌اند يا اكنون چه مىكنند ) ، براى خود چيزهايى را بخواهند كه براى همگان مىخواهند ؛ و اين موضوع ، همه چيز را ، از تراز و سطوح معيشتى و رفاهى عمومى ، همچون خوراك و پوشاك و مسكن و وسايط نقليّه و مركبهاى سوارى زمينى و هوايى و دريايى ، و محلهاى استراحت ؟ ! و سفرها و سفره ها و ديگر آلات معيشتى و بهداشتى و تعليم و تربيت و جز اينها فرا مىگيرد . و شگفت انگيزتر از اينها ، چيزى است كه رفيعترين قلَّهء عدالت انسانى ، امام علىّ بن ابى طالب « ع » ، مقرّر داشته و گفته است كه فرمانروايان مسلمان بايد تراز زندگيشان در حدّ ضعيفترين مردمان باشد ، تا فقر بىچيزان سبب جوشيدن خون در رگهاى ايشان نشود ، و انقلابهاى شهيد داده و ارزش مصرف كرده را پايمان نكند ، و انقلابهايى خونين را از پى نياورد . پس بر علماى مسلمانان واجب است كه اين تعاليم را زنده كنند ، و آنها را در ميان مردم نشر دهند ، و به ملاك آنها ، حكمرانان كوچك و بزرگ را مورد مؤاخذه قرار دهند ، بويژه در جامعه ها و حكومتهايى كه به نام « اسلامى » خوانده مىشود ، و بعد از انقلابهايى به نام « انقلاب