تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

نگاهى به سراسر « فصلهاى سه گانه »

1 - آنچه بر پژوهشگر ، از اين تعليمات آشكار مىشود ، اهتمام اسلام به امر اموال عمومى است و آنچه وظيفه حكومت است در بارهء آنها ، زيرا مردمان خود آن نيرو و تسلَّطى را كه براى حفظ حقوق و نگاهدارى اموال خويش لازم است ندارند . به همين گونه از قدرت باز پس گرفتن آنچه از ايشان ربوده و غصب مىشود بىبهره‌اند ، و نمىتوانند جاى آن را پر كنند . پس بر حكومت اسلامى لازم است كه : ( 1 ) - براى افزايش اموال عمومى و بيشتر شدن درآمدها ، از راههاى مشروع و تخصّصى ، تلاش كند . ( 2 ) - براى مدد رساندن به كشاورزان ، به منظور بهبود بخشيدن به زمينها و كود رساندن به آنها و ابزار و وسائل نوين و چيزهايى از اين قبيل ، هزينه هايى را متحمّل شود . ( 3 ) - در باز پس گرفتن اموال غصب شده و باز گرداندن به صاحبان آنها - نه به ديگران - يا فروختن آنها به سود توده ها سستى نكند . ( 4 ) - دست كسانى را كوتاه كند ، كه اموال مردم را بعنوان رشوه به اشخاص يا كارمندان مسئول اداره ها مىدهند ، يا به علماى دنياپرست تسليم مىكنند ، تا از اين راه مردمان را در معرض استثمار قرار دهند و خونشان را بمكند ، يا راه را براى اين گونه كارها هموار سازند . ( 5 ) - براى كارها و مسئوليّتهاى خود - در سطوح مختلف - جز اشخاص امين و متعهّد كه به آنان اطمينان دارد انتخاب نكند ، تا بر بچه شترى نيز ظلمى نرود ، و حرمت مسلمان و غير مسلمانى را نشكند ، و بداند كه شغل شخص مسئول مسلمان براى او لقمه اى گوارا نيست ، بلكه همچون امانتى آويخته بر گردن او است ؛ پس براى اين شغل بايد افراد امين برگزيده شوند . ( 6 ) - به حساب ثروتمندان و واردكنندگان و توليدكنندگان كالاها و درآمدهايى كه از همهء بخشهاى جامعه به دست آورده‌اند - و به عموم مردم تعلَّق دارد - يا امكاناتى كه براى برآوردن منظورهاى خويش