تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
اين احاديث بر ما آشكار شود ، لازم است به امورى توجّه داشته باشيم : 1 - از احاديثى فراوان چنين بر مىآيد كه از اسباب تكوينى از دست رفتن نعمتها و نابود شدن مالها و ثروتها ، وجود فقر و نيازمندى در مردم ، و بىتوجّهى به حال ناكامان ، و فراهم نياوردن نيازمنديهاى ايشان در زندگى است . امام صادق « ع » مىفرمايد : « ما من عبد تظاهرت عليه من الله نعمة ، إلَّا اشتدّت مئونة النّاس عليه ؛ فمن لم يقض للنّاس حوائجهم فقد عرّض النّعمة للزّوال « 1 » ( 1 ) هيچ بنده اى نيست كه نعمتى از خدا در نزد وى وفور يابد ، مگر اينكه نياز مردمان به او هر چه بيشتر شود . پس هر كس نيازمنديهاى مردم را برآورده نسازد ، نعمت خدا داد خويش را در معرض زوال قرار داده است . . . » . 2 - زيانهايى كه از لحاظ فقر و قيام نكردن براى برانداختن آن به اجتماع مىرسد ، اختصاص به گروهى جز گروههاى ديگر ، يا بخشى از جامعه سواى ديگر بخشها ندارد ، بلكه همگان - از فقير و غنى - با هم به آن زيانها گرفتار مىشوند ، چنان كه پيامبر اكرم « ص » در حديثى كه آن را در پيش نقل كرديم و در بارهء آن سخن گفتيم به اين مطلب اشاره فرموده است : « إذا أبغض النّاس فقراءهم ، و أظهروا عمارة أسواقهم ، و تباركوا على جمع الدّراهم ، رماهم الله بأربع خصال : بالقحط من الزّمان ، و الجور من السّلطان ، و الخيانة من ولاة الحكَّام ، و الشّوكة من العدوان « 2 » ( 2 ) هنگامى كه مردمان در بارهء بينوايان جامعهء خود محبّت نكنند ، و بازارهاى خويش را ( براى توانگران ) پر از كالاهاى متنوّع سازند ، و بر جمع كردن مال همّت گمارند ، خداوند ايشان را به چهار خصلت ( و بدبختى ) گرفتار مىسازد : [ 1 ] - قحطى زمان ، و [ 2 ] - ستم حاكمان ، و
هامش
« 1 » . « وافى » 2 ( م 6 ) / 66 . « 2 » . نيز فصل 38 ، از باب 11 ( جلد چهارم / 562 - 581 ) .