و محرومان و مستضعفان اجتماع - بيشتر - از اين بابت در معرض ستم قرار مىگيرند ، با اينكه « اين گروه به انصاف نيازمندترند از ديگران » - و اين امرى واضح است . پس دستگاه حكومت اسلامى - در صورتى كه به حق اسلامى باشد - بايد در امر توزيع مسامحه روا ندارد ، و اين كار را در اختيار واردكنندگانى ناپرهيزگار قرار ندهد ، و آنان را در نرخگذارى آزاد نگذارد .
توضيح ( 2 )
- البته سخنان و هشدارهاى امام على « ع » و ديگر اولياء دين ناظر به وضع موجود است نه وضع مطلوب ، پس تا زمانى كه آثار ستمگرى باقى است و در ميان مردم محرومان و مساكينى مشاهده مىشوند ، و مستضعفان بسيارى زير پاى ديكتاتورى ثروت له شدهاند ، ناگزير بايد رعايت حال ايشان هر چه بيشتر بشود تا بيش از آنچه ستم كشيدهاند و مىكشند گرفتار ستم ستمگران نشوند . پس معنى اين گونه سخنان ، پذيرفتن حضور فقر و مسكنت در جامعهء اسلامى بعنوان يك اصل نيست . و ما از آن جهت امثال اين اشاره ها و آگاهى دادنها را در اينجا و آنجا تكرار مىكنيم ، تا آنچه از تعاليم اسلامى ، بدفهمى شده و در خاطر توده ها - و حتى برخى از علماى دين و مبلغّان اسلام - جاى گرفته است از ميان برود ؛ و اين مسائل مهم سرنوشت ساز و جامعه پرداز - چنان كه در خور است - در معرض ديد و شنيد و درك و تأمل همگان قرار گيرد .