خدّك لهم ، و تفقّد أمور من لا يصل إليك منهم ممّن تقتحمه العيون ، و تحقره الرّجال ، ففرّغ لأولئك ثقتك من أهل الخشية و التّواضع ، فليرفع إليك أمورهم . ثمّ اعمل فيهم بالإعذار إلى الله يوم تلقاه ، فإنّ هؤلاء من بين الرّعيّة أحوج إلى الإنصاف من غيرهم . و كلّ فأعذر إلى الله في تأدية حقّه اليه . . . « 1 »
( 1 ) امام على « ع » : - در عهدنامهء اشترى : . . . سفارش مرا در بارهء بازرگانان و اهل كسب و صنعتگران بپذير ، و خود نيز در بارهء آنان به نيكى سفارش كن . . . و امور آنان را - چه در شهر تو باشند . و چه در اين سو و آن سوى شهرها - مورد توجّه و رسيدگى قرار بده ! و با اين وصف ، بدان كه در ميان كاسبان و بازرگانان بسيار كسانند كه معاملتى بد دارند ، بخيلند و احتكار مىكنند ، و در داد و ستد اجحاف روا مىدارند . و اينها همه باعث زيان همگان است و عيب بر واليان . پس از احتكار جلوگيرى كن ، كه رسول خدا « ص » از آن منع فرمود . و بايد كه خريد و فروش آسان صورت پذيرد و با ميزان عدل انجام گيرد ، و با نرخهايى نه به زيان فروشنده و نه به زيان خريدار . و آن كس كه پس از منع تو دست به احتكار زند ، او را كيفر ده تا مايهء عبرت ديگران گردد ، و در كيفر دادن زياده روى مكن .
خدا ! خدا ! در بارهء طبقات فرودست ، آنان كه راه چاره ندانند ، يعنى بينوايان و نيازمندان و تيره بختان و زمينگيران ، كه در اين طبقات مستمندى است طالب كمك و بينوايى لب فرو بسته . تو - براى خدا - حقّى را كه به آنان اختصاص داده ، و نگهبانى آن را بر عهدهء تو نهاده است پاس دار ، و بخشى از بيت المال و بخشى از درآمد زمينهاى خالصه را در هر شهر
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 1017 - 1019 ؛ « عبده » 3 / 110 - 112 .