آگاهى ( 3 )
در پرتو مسائلى كه ياد كرديم ، آشكار مىشود كه آنچه از « اصل قواميّت » استفاده مىشود ، فايده رسانى نهايى در اقتصاد است . اسلام با چارچوبگذارى اين حد ، به ايجاد مقياسى كلَّى براى هر چيز در توليد و مصرف دست يافته است ، مقياسى كه سبب تحوّل يافتن اقتصاد است به صورتى كه با زندگى آدمى و هدفهاى اين حيات با كرامت و حكيمانه سازگارى دارد . و اين حد ، همان حد ميانه روى و توازن ( قوام ) است ، كه براى هر روزگار و هر كشور ثابت خواهد بود * ( ( سُنَّةَ الله ) * . . . * ( وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبْدِيلًا ) * ) .
آگاهى ( 4 )
آن حدّ قوامى كه اسلام آن را مقياس قرار داده است به توليد و مصرف اختصاص ندارد ، بلكه - چنان كه خواهد آمد - واردات و توزيع را نيز شامل مىشود . « 1 »
هامش
« 1 » . دو فصل بعد .