تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
مردمان را به رعايت حدّ قوامى در استهلاك و مصرف فرا خوانند و تشويق كنند . ( 2 ) - شخصيّت خرد شده ، يا متزلزل گشتهء مردم را - با تعاليم عالى - از نو بسازند . ( 3 ) - جدّى گرفتن هيئت حاكمه اين امر و نظارت بر آن را ، تا اين دعوت حكم قانون پيدا كند و چنان كه شايسته است عملى شود . ( 4 ) - محدوديّت قائل شدن براى واردكنندگان و سازندگان داخلى ، تا نتوانند هر چه و هر گونه مىخواهند توليد يا وارد كنند ، و جامعه را پايمال مطامع خويش سازند . ( 5 ) - افزايش دادن فهم اقتصادى مردم و پراكندن اخلاق اقتصادى اسلام در خانواده ها ، تا امكان رهايى از چنگال تبليغات فريبنده و گول زننده پيدا شود ، و مردم به مصرف چيزهايى باز گردند كه به سود ايشان و كشور و ملَّتشان است ، و از مصرف آنچه مايهء زيان ايشان و سرزمين و ملَّتشان است پرهيز كنند . ( 6 ) - تنظيم برنامه هايى پرورشى براى جوانان - از نخستين دوره هاى تعليم و تربيت - بر اساس اخلاق اقتصادى سالم اسلامى ، تا از نخستين گام از اين تلقينهاى فريبنده آگاهى حاصل كنند ، و در برنامهء زندگى كنونى و آيندهء خود ، از مصرفىگرى مايهء هلاكت و بدبختى عمومى اجتناب ورزند . بدين گونه اين امور و مانند آنها - با انتشار فرهنگى اقتصادى و حكيمانه - مىتواند مايهء نجات كشورها و ملَّتهاى تيره بخت از دامهاى غاصبانه و ستمگرانهء استعمار و استضعاف باشد ، و نقص سرمايه گذارى ملَّى را جبران كند ، و در را بر روى سرمايه گذارى بيگانه ببندد ، كه - اغلب - چيزى جز عاملى نيرومند براى تحميل تسلَّط خود بر مردم در همهء جوانب سياسى و دينى و هنرى و اقتصادى و اخلاقى و فرهنگى و نظامى نيست .

آگاهى ( 2 )

حدّ قوامى كه اين همه ، بر مبناى تعاليم قرآنى و حديثى ، در بارهء آن