اسلامى لازم است كه به توليدكنندگان اجازه ندهد تا چيزهايى كه نمىتواند براى عموم جامعه نفع داشته باشد توليد كنند ، تا از اين راه تفاوتهاى ساختگى در ميان طبقات مردم از ميان برداشته شود ، و از توليدهايى آنچنانى كه نتيجهء آن استكبار و خود پسندى و تحقير ديگران و نظاير اينهاست جلوگيرى به عمل آيد ، و « شىء » موجب امتياز انسانى بر انسانى ديگر نشود .
6 - فرق بنيادين ميان توليد اسلامى و توليد سرمايه دارى
: اين جنبه - كه به پيروى از تعاليم و احاديث - در بارهء آن تأكيد مىكنيم ، از جنبه هاى مهمّى است كه اقتصاد و توليد اسلامى را از اقتصاد و توليد تكاثرى و سرمايه دارى متمايز مىسازد . چه اصل حاكم بر توليد سرمايه دارى و تكاثرى عبارت است از سود ، و به دست آوردن مال تصاعدى با تبليغات ظاهردار ، و ترويج مصرفهاى كاذب و مكيدن خون مردم و بهره بردارى از بازارها ، بدون آنكه به نيازمنديهاى واقعى و فايده رسيدن به عامهء مردم توجّهى چندان شده باشد ، و بدون آنكه مردمان غير ثروتمند - كه اكثريت مردم را تشكيل مىدهند - در نظر گرفته شده باشند . سرمايه دار چيزى را توليد مىكند كه سود بيشتر داشته باشد و بر ربح توليدكننده بيفزايد ، و به همين جهت اين گونه كالاها را بيشتر توليد مىكند ، و اين توليدات - اغلب - اجناسى است تجملَّى و اشرافى .
بدين گونه نظام تكاثرى و سرمايه دارى ، توليد قوامى سالم را به توليد تجمّلى و اشرافى نادرست تبديل مىكند تا بهتر بتواند به هدفهاى خود برسد و خريداران را در معرض مكيدن و بهره كشى قرار دهد . اين توليدكنندگان - به مدد تبليغات ساخته و پرداخته نادرست - مصرف كردن اجناس و كالاهاى تجمّلى و اشرافى را بر مردمان تحميل مىكنند و مصرف مصرفكنندگان را گرفتار مىسازند ، در صورتى كه خود از اين شادمانند كه به سودهاى كلان فراوان دست يافتهاند . اين كجا و توليد قوامى اسلامى كجا ؟ كه برنامه هاى آن را امام صادق « ع » براى جامعه هاى اسلامى طرحريزى كرده است .