تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤

نگاهى به سراسر فصل

كلام امام صادق « ع » را در تفسير « صنعتها » در متن آورديم ، و ديديم كه امام معلَّم در اين تعليم به مهمترين مقياسها و ضوابط اسلامى براى توليد - بويژه در مورد آلات و ادوات معيشتى و آنچه از آنها ضرورى است - اشاره كرده است . پس اين چارچوبى قاطع است كه بايد دستور كار هر جامعهء اسلامى باشد . اكنون شايد مناسب باشد اندكى در اينجا توقّف كنيم ، و پاره اى از اصول و مقياسهايى را كه در اين تعليم ارزشمند آمده و امام صادق « ع » مراعات آنها را در هر صنعت حتمى دانسته است توضيح دهيم ؛ در اين تعليم به اين چهار اصل توجّه شده است : ( 1 ) - اصل احتياج عمومى ( الَّتي يحتاج إليها العباد ) . ( 2 ) - اصل سودمندى عمومى ( الَّتي منها منافعهم ) . ( 3 ) - اصل قوام بودن اجتماعى ( و بها قوامهم ) . ( 4 ) - اصل پاسخگويى به نيازمنديهاى عمومى توده ها ( و فيها بلغة جميع حوائجهم ) . پس در پرتو توجّه به اين اصول ، واجب است كه توليد - از لحاظ كمّى و كيفى - محدود به حدودى باشد كه اين اصول اساسى حياتى و قوامى معيّن كرده است . ما در اينجا به بيان مسائل و توضيحاتى مىپردازيم تا موضوعات مهمّى كه ترسيمكنندهء خصوصيّات « توليد اسلامى » يعنى « توليدى قوامى » است در روشنى قرارگيرد ، و برنامه اى سالم و مترقّى براى صنعت و توليد ريخته شود :

1 - حذف مصرفهاى تجمّلى و اشرافى

: اصول و مقياسهاى ياد شده هر شكلى از اشكال مصرفهاى پر ريخت و پاش و تجمّلات مصرفگرايانهء اشرافى و اترافى را به صورتى قاطع رد مىكند ، زيرا توليد اين گونه كالاها - به صورتى ريشه دار - با اصول و مقياسهاى ياد شده تضاد و تناقض دارد . اين گونه اجناس و كالاها با هيچ يك از ملاكهاى زير نمىخواند :